آیا رسانه های اجتماعی از مواد مخدر و الکل تمجید می کنند؟

پلتفرم های رسانه های اجتماعی به طور اساسی نحوه ارتباط، ارتباط و مصرف محتوا را تغییر داده اند. آنها همچنین نحوه نمایش و درک مصرف مواد را به ویژه در بین مخاطبان جوان تر تغییر داده اند. پاسخ کوتاه بله است: رسانههای اجتماعی مواد مخدر و الکل را تجلیل میکنند، اغلب به روشهای ظریف اما قدرتمندی که میتوانند بر نگرشها تأثیر بگذارند، رفتار پرخطر را عادی کنند و نحوه نگرش مردم به مصرف مواد را شکل دهند.
این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه این جذابیت از طریق محتوای انتخاب شده با دقت انجام می شود که مزایای درک شده از نوشیدن یا مصرف مواد مخدر را برجسته می کند و در عین حال پیامدهای آن را به حداقل می رساند یا نادیده می گیرد.
از اینفلوئنسرهایی که با کوکتل ژست می گیرند تا چالش های ویروسی مربوط به مصرف الکل، این پلتفرم ها محیطی را ایجاد می کنند که در آن مصرف مواد آرزومند، سرگرم کننده و از نظر اجتماعی سودمند به نظر می رسد. درک این پدیده برای والدین، مربیان، متخصصان درمان و هر کسی که علاقه مند به سلامت عمومی است، حیاتی است.
مکانیک زرق و برق در سیستم عامل های دیجیتال
رسانههای اجتماعی از طریق مکانیسمهای مرتبط به هم، مواد را جذاب میکنند. ماهیت بصری پلتفرم هایی مانند اینستاگرام و تیک تاک آنها را به ویژه در ایجاد روایت های قانع کننده در مورد مصرف الکل و مواد مخدر موثر می کند. کاربران تصاویری از افراد جذاب در حال لذت بردن از نوشیدنی در کلوپ های ساحلی، افراد مشهور که به طور معمولی درباره مصرف ماری جوانا صحبت می کنند، یا صحنه های مهمانی که در آن همه افراد سرخوش و بی خیال به نظر می رسند، می بینند.
ماهیت الگوریتمی این پلتفرم ها این اثر را تقویت می کند. هنگامی که کاربران با محتوایی درگیر می شوند، حتی به صورت منفعلانه از طریق بازدیدها یا لایک ها، الگوریتم ها این را به عنوان علاقه تفسیر می کنند و محتوای مشابه بیشتری ارائه می دهند. این اتاقهای پژواک ایجاد میکند که در آن مصرف مواد گستردهتر و از نظر اجتماعی قابل قبولتر از آنچه هست به نظر میرسد. قرار گرفتن در معرض مداوم رفتاری را که در غیر این صورت ممکن است مضطرب یا خطرناک به نظر برسد، عادی می کند.
فرهنگ اینفلوئنسر و محتوای حمایت شده
اینفلوئنسرها قدرت زیادی در شکل دادن به ادراکات از الکل و مواد مخدر دارند. بسیاری از اینفلوئنسرها، به ویژه در زمینه سبک زندگی، موسیقی و سرگرمی، به طور منظم الکل را در محتوای خود قرار می دهند. برخی از مارک های الکل برای تبلیغ محصولات غرامت دریافت می کنند، اگرچه الزامات افشا متفاوت است و اجرای آن ناسازگار است.
چیزی که محتوای اینفلوئنسر را به ویژه تأثیرگذار می کند، روابط فرا اجتماعی است که دنبال کنندگان با این شخصیت ها ایجاد می کنند. وقتی شخصی که احساس می کنید با او ارتباط دارید، نوشیدن الکل را به عنوان بخشی از یک سبک زندگی حسادت آمیز به نمایش می گذارد، وزن بیشتری نسبت به تبلیغات سنتی دارد. ارزیابی انتقادی این محتوا برای جوانان بسیار دشوار است و آن را بهعنوان اشتراکگذاری شخصی معتبر و نه بازاریابی میدانند.
مشکل واقعیت فیلتر شده
محتوای رسانه های اجتماعی به ندرت تصویر کاملی از مصرف مواد را نشان می دهد. کاربران در مورد شب سرگرم کننده اما نه خماری، نوشیدن مشروبات الکلی در رسانه های اجتماعی اما نه خاموشی، مصرف تفریحی مواد مخدر اما نه تصادف یا عواقب آن پست می کنند. این اشتراک انتخابی واقعیت تحریف شده ای را ایجاد می کند که در آن به نظر می رسد مواد فقط نتایج مثبت دارند.
فشار برای حفظ شخصیت آنلاین سرپرست این مشکل را تشدید می کند. مردم احساس می کنند که مجبورند زندگی خود را هیجان انگیز و جاه طلبانه ارائه دهند و مواد اغلب به وسیله این اجرا تبدیل می شوند. عکسهای حاوی نوشیدنیها به نمادی از پیچیدگی، موفقیت یا ارتباط اجتماعی تبدیل میشوند که از هرگونه بحث در مورد اعتدال، اثرات سلامتی یا خطر اعتیاد جدا میشوند.
چالش های ویروسی و روندهای خطرناک
چالش های ویروسی مربوط به الکل یا مواد مخدر برخی از نگران کننده ترین جنبه های جذابیت رسانه های اجتماعی را نشان می دهد. این روندها اغلب الگوهای مصرف بیش از حد یا خطرناک را تشویق میکنند که بهعنوان محتوای سرگرمی به جای رفتار مخاطرهآمیز قاببندی شوند. عنصر رقابتی و تمایل به تعهد می تواند شرکت کنندگان را فراتر از محدودیت های خود سوق دهد.
این چالشها به سرعت در سراسر پلتفرمها پخش میشوند و قبل از اینکه والدین یا مقامات بتوانند پاسخ دهند، به مخاطبان آسیبپذیر میرسد. ماهیت زمانی داستان ها و سرعت روندهای ویروسی، مقابله با پیام های مضر یا فراهم کردن زمینه ای برای خطرات را دشوار می کند. در زمان ظهور پاسخ های آموزشی، این روند اغلب به اوج خود رسیده و ادامه یافته است.
تأثیر بر جوانان و رشد مغزها
نوجوانان و جوانان با آسیب پذیری خاصی در برابر جذابیت مواد در رسانه های اجتماعی روبرو هستند. مغز آنها هنوز در حال رشد است، به ویژه قشر جلوی مغز که مسئول تصمیم گیری و ارزیابی خطر است. آنها همچنین بر شکلگیری هویت و پذیرش همسالان حکومت میکنند و آنها را به ویژه در معرض نفوذ اجتماعی قرار میدهند.
تحقیقات نشان میدهد که قرار گرفتن در معرض محتوای مصرف مواد در رسانههای اجتماعی با آزمایشهای قبلی و نگرشهای مثبتتر نسبت به مصرف الکل و مواد مخدر مرتبط است. جوانان اغلب میزان شیوع مصرف مواد در بین همسالان خود را بر اساس آنچه که آنلاین می بینند، بیش از حد برآورد می کنند و هنجارهایی را ایجاد می کنند که واقعیت را منعکس نمی کنند. این تصور غلط می تواند بر انتخاب خود آنها در مورد استفاده از مواد تأثیر بگذارد.
نقش FOMO و مقایسه اجتماعی
ترس از دست دادن باعث تعامل زیاد در رسانه های اجتماعی می شود و نقش مستقیمی در درخشندگی محتوا دارد. وقتی فیدها با تصاویر افرادی پر می شود که به نظر می رسد در حین نوشیدن یا استفاده از مواد مخدر تجربیات شگفت انگیزی دارند، این نگرانی ایجاد می کند که آنها را کنار گذاشته شوند. این فشارهای روانی می تواند انگیزه مصرف مواد را به عنوان راهی برای دسترسی به این تجربیات به ظاهر مطلوب ایجاد کند.
تئوری مقایسه اجتماعی توضیح می دهد که چرا این محتوا اینقدر تاثیرگذار است. مردم به طور طبیعی خود را با دیگران مقایسه می کنند و رسانه های اجتماعی فرصت های بی پایانی را برای مقایسه های نامطلوب فراهم می کنند. وقتی دیگران در هنگام استفاده از مواد شادتر، موفقتر یا از نظر اجتماعی مرتبطتر به نظر میرسند، این امر حاکی از یک رابطه علّی است که ممکن است وجود نداشته باشد.
سیاست های پلتفرم و محدودیت های آنها
شرکت های بزرگ رسانه های اجتماعی سیاست هایی دارند که محتوای مرتبط با مواد مخدر را محدود می کند و بازاریابی الکل را به بزرگسالان محدود می کند. با این حال، اجرا همچنان ناسازگار و ناکافی است. اغوای ظریف اغلب قوانین صریح را نقض نمی کند، حتی زمانی که به وضوح مصرف مواد را ترویج می کند. کاربران راه های خلاقانه ای برای دور زدن محدودیت ها با استفاده از زبان کدگذاری شده یا پیام های ضمنی پیدا می کنند.
انگیزه سود باعث ایجاد تضاد منافع ذاتی می شود. پلتفرمها از تعامل سود میبرند و محتوای مرتبط با مواد اغلب سطوح بالایی از تعامل را ایجاد میکند. این انگیزه کمی برای اجرای تهاجمی ایجاد می کند که می تواند فعالیت کاربر را کاهش دهد. ثابت شد که خودتنظیمی برای برخورد معنادار با درخشش کافی نیست.
درک مسیر شفا
هنگامی که تصویر پر زرق و برق رسانه های اجتماعی از مواد با پیامدهای دنیای واقعی برخورد می کند، بسیاری از مردم خود را درگیر مبارزه با اعتیاد می یابند. شکاف بین فانتزی فیلتر شده و واقعیت زیسته اعتیاد به مواد می تواند تکان دهنده و منزوی باشد. اذعان به نیاز به کمک اولین قدم مهم برای بهبودی است.
درمان حرفه ای پشتیبانی ساختاریافته مورد نیاز برای غلبه بر اعتیاد را فراهم می کند. رویکردهای معاصر تشخیص می دهند که بهبود موفقیت آمیز نه تنها مستلزم پرداختن به وابستگی فیزیکی، بلکه به عوامل روانی، اجتماعی و محیطی است که به مصرف مواد کمک می کنند. درمان به افراد کمک میکند مکانیسمهای مقابله سالمتری ایجاد کنند و زندگیای بسازند که حول مواد مخدر یا الکل نباشد.
رویکردهای کل نگر برای درمان اعتیاد
درمان مبتنی بر شواهد با یک ارزیابی جامع آغاز می شود. یک مرکز معتبر درمان اعتیاد در Boise، آیداهو، دامنه کامل نیازهای یک فرد، از جمله هر گونه بیماری روانی همزمان را ارزیابی می کند. این ارزیابی برنامهریزی درمانی شخصیشده را که به شرایط و چالشهای منحصربهفرد هر فرد میپردازد، اطلاعرسانی میکند.
روش های درمان بسته به نیازهای فردی و شدت اعتیاد متفاوت است. درمان شناختی رفتاری به افراد کمک می کند تا الگوهای فکری و رفتارهای مرتبط با مصرف مواد را شناسایی و تغییر دهند.
مصاحبه انگیزشی به افراد کمک می کند تا دلایل خود را برای تغییر پیدا کنند. گروه درمانی حمایت همسالان را فراهم می کند و انزوا را کاهش می دهد. خانواده درمانی به پویایی های رابطه ای می پردازد که ممکن است به اعتیاد کمک کند یا تحت تأثیر قرار گیرد.
اهمیت مراقبت ساختاریافته
برای بسیاری از افراد، درمان بستری برای اعتیاد و اختلال تشخیص دوگانه، پایه و اساس بهبودی پایدار را فراهم میکند. این سطح مراقبت شدید، افراد را از محیط محرک دور میکند و در طول مراحل اولیه آسیبپذیر هوشیاری، پشتیبانی 24 ساعته را ارائه میکند. برنامهریزیهای ساختاریافته، برنامهریزی درمانی و نظارت پزشکی شرایط بهینه را برای بهبودی ایجاد میکنند.
درمان بستری معمولاً شامل سم زدایی پزشکی در صورت نیاز، مشاوره فردی و گروهی، جلسات آموزش اعتیاد و بهبودی، آموزش مهارت های زندگی و برنامه ریزی پیشگیری از عود است. این رویکرد جامع به ابعاد متعدد اعتیاد می پردازد و افراد را برای حفظ هوشیاری پس از بازگشت به زندگی روزمره آماده می کند.
مراقبت مداوم و بهبودی طولانی مدت
بهبودی بسیار فراتر از درمان اولیه است. برنامه ریزی مراقبت های پس از درمان و پشتیبانی مداوم تا حد زیادی نتایج بلند مدت را بهبود می بخشد. این ممکن است شامل درمان سرپایی، گروه های حمایتی، یک رژیم زندگی هوشیار یا ادامه درمان دارویی باشد. ایجاد یک سبک زندگی مبتنی بر بهبودی نیازمند زمان و تلاش مداوم است.
رسانههای اجتماعی خود میتوانند در بهبودی نقش داشته باشند، زمانی که عمدی استفاده شوند. جوامع بازیابی آنلاین وجود دارند که پشتیبانی، تشویق و پاسخگویی را ارائه می کنند. برخی از افراد در به اشتراک گذاشتن سفر بهبودی خود، کمک به دیگران و در عین حال تقویت تعهد خود به متانت، ارزش پیدا می کنند. کلید تعامل آگاهانه است، نه مصرف منفعلانه محتوای محرک بالقوه.
ایجاد سواد رسانه ای و مصرف انتقادی
مقابله با تابش خیره کننده مواد رسانه های اجتماعی مستلزم توسعه مهارت های انتقادی سواد رسانه ای است. این بدان معناست که یاد بگیریم آنچه را که آنلاین میبینیم زیر سؤال ببریم، تکنیکهای بازاریابی را بشناسیم، دستکاری الگوریتمی را درک کنیم و آنچه را که در محتوای انتخابشده نشان داده نمیشود در نظر بگیریم. والدین می توانند از طریق گفتگوهای مداوم در مورد مصرف رسانه ها به جوانان کمک کنند تا این مهارت ها را توسعه دهند.
استفاده سالم از رسانههای اجتماعی شامل تعیین مرزها، تنوع بخشیدن به منابع محتوای شما، دنبال کردن حسابهایی است که به جای مصرف مواد، سلامتی را ارتقا میدهند، و استراحت منظم از پلتفرمها. عمدی بودن در مورد مصرف، به جای پیمایش بی پایان پیش فرض، قرار گرفتن در معرض محتوای مواد پر زرق و برق را کاهش می دهد.
آگاهی و برداشتن اولین قدم ها در جهت بهبودی
پادزهر زرق و برق گفتگوی معتبر درباره مواد، خطرات آنها و واقعیت اعتیاد است. این گفتگوها باید در خانواده ها، مدارس، مراکز مراقبت های بهداشتی و جوامع صورت گیرد. یک بحث صادقانه که هم دلیل استفاده افراد از مواد و هم عواقب احتمالی آن را تایید می کند، فضایی را برای تصمیم گیری آگاهانه ایجاد می کند.
افراد در حال بهبودی می توانند با به اشتراک گذاشتن تجربیات واقعی خود، به شدت با روایت های جذاب مقابله کنند. این داستانها به دیگران یادآوری میکنند که تصاویر صیقلی در رسانههای اجتماعی تنها بخشی از حقیقت را نشان میدهند، نه کل داستان. ایجاد فضایی برای این صداهای معتبر به تعادل پیام های کج که بر بسیاری از سیستم عامل ها غالب است کمک می کند.



