مقالات

الگوریتم های مبتنی بر تعهد باعث تقسیم اجتماعی می شوند – اما آیا جایگزینی وجود دارد؟


من می دانم که این به دلایل بسیاری مورد بحث و گفتگو است و احتمالاً هرگز دست به دست هم نمی دهد و ممکن است نباشد. اما ممکن است مزایای استفاده از کنترل های سختگیرانه تر در الگوریتم های رسانه های اجتماعی و محدودیت های آنچه می تواند و نمی تواند توسط آنها تقویت شود ، برای پاسخ به تقویت مداوم فریب خشم ، که ظاهراً بخش های گسترده ای را در جامعه غربی تحریک می کند ، وجود داشته باشد.

البته ایالات متحده نمونه اصلی این امر است که شخصیت های افراطی در رسانه های اجتماعی اکنون بخش های عظیمی را در جامعه رهبری می کنند. چنین مفسران به طور مؤثر توسط توزیع الگوریتمی تحریک می شوند. الگوریتم های رسانه های اجتماعی با هدف تحریک تعهد بیشتر برای نگه داشتن افراد بیشتر از برنامه های مربوطه خود ، و بزرگترین موتورهای تعامل ، نشریاتی هستند که باعث پاسخ عاطفی شدید می شوند.

مطالعات مختلف نشان می دهد که احساساتی که منجر به پاسخ قوی تر می شوند ، به ویژه با توجه به اظهارنظرها در رسانه های اجتماعی ، عصبانیت ، ترس و شادی هستند. اگرچه از این سه نفر ، عصبانیت بیشترین پتانسیل ویروس را دارد.

همانطور که یک مطالعه گزارش داد:

عصبانیت بیشتر به شادی علاقه مند است و نشان می دهد که می تواند توییت های بعدی عصبانی تر را ایجاد کند و عصبانیت ارتباطات ضعیف تری نسبت به شادی توزیع در شبکه اجتماعی ترجیح می دهد ، که نشان می دهد می تواند در جوامع مختلف نفوذ کند و تله های محلی را از طریق غریبه های بیشتر قطع کند.

بنابراین عصبانیت به احتمال زیاد در جوامع دیگر گسترش می یابد ، به همین دلیل محرک الگوریتمی در این زمینه یک نگرانی اساسی در این زمینه است زیرا معادلات الگوریتمی که قادر به پاسخگویی در احساسات انسانی نیستند ، همه چیز را که منجر به بزرگترین پاسخ می شود ، تقویت می کند و آن را به مصرف کنندگان بیشتری نشان می دهد. این سیستم نمی داند چه چیزی در حال افزایش است ، تمام آنچه را که از آن قدردانی می کند پاسخ می دهد ، و منطق باینری این است که اگر بسیاری از افراد در مورد این شیء/سؤال/پست صحبت کنند ، شاید افراد بیشتری علاقه مند به دیدن همان و اضافه کردن افکار خود باشند.

این یک مشکل اساسی در چشم انداز فعلی رسانه های دیجیتال است که تقویت الگوریتمی با طراحی ، عصبانیت و تقسیم بیشتر را به دنبال دارد ، زیرا این کار سهوائی است که در نظر گرفته شده است. و در حالی که سیستم عامل های اجتماعی اکنون در تلاشند تا سطح سهم انسانی را به این فرآیند اضافه کنند ، در رویکردهایی مانند Notes Community ، که دایرکتوری های متنی را اضافه می کنند که چنین روندهایی وجود ندارد که هیچ کاری برای مقابله با تقویت انبوه محتوای جدایی که سازندگان و ناشران مجدداً انجام نمی دهند ، انجام نمی دهند.

هیچ راهی برای مقابله با کسانی که در سیستم های الگوریتمی صرفاً مدیریت شده وجود ندارد. اما اگر الگوریتم ها برای تقویت محتوای مثبت تر و کاهش دامنه مطالب کمتر از نظر اجتماعی طراحی شوند ، چه می شود؟

این در حال حاضر در چین اتفاق می افتد ، با این که دولت چین از سطح کنترل الگوریتم ها در برنامه های محلی محبوب استفاده می کند تا اطمینان حاصل شود که محتوای مثبت تر برای افراد بیشتری تشدید می شود.

همانطور که در این لیست مباحثی مشاهده می کنید که بالاترین درصد تبلیغاتی Douyin را که نسخه محلی چینی Tiktok است ، می بینند ، از محبوب ترین موضوعات عبارتند از: “انرژی مثبت” و “به اشتراک گذاری دانش” ، “دو موضوع که بعید است به هر جایی نزدیک به این سطوح تعهد مقایسه ای Tiktok بروند.

این امر به این دلیل است که دولت چین به دنبال مدیریت آنچه جوانان در معرض برنامه های اجتماعی هستند ، مدیریت می کند و ایده این است که با ترویج روندهای مثبت تر ، جوانان را ترغیب می کند تا برای عناصر مفید و اجتماعی با ارزش تر تلاش کنند.

بر خلاف Tiktok ، که فیلم ها را پایین می آورد و به طور فزاینده ای محتوای متداول که باعث گفتمان سیاسی می شود ، یک عادی است. و با تعداد بیشتری از افرادی که اکنون اخبار خود را از Tiktok ، به ویژه مخاطبان جوان دریافت می کنند ، این بدان معنی است که ماهیت جدایی تقویت الگوریتمی در حال حاضر بر جوانان و دیدگاه های آنها در نحوه عملکرد جهان تأثیر می گذارد. یا از نظر عملیاتی تر ، چگونه در سیستم فعلی نیست.

برخی حتی می گویند که این هدف اصلی Ticktock است ، که دولت چین به دنبال استفاده از Tiktok برای بی ثبات کردن جامعه غربی با کاشت رفتارهای ضد اجتماعی از طریق کلیپ های Tiktok است. این برای من کمی توطئه است ، اما شایان ذکر است که تقسیم تطبیقی ​​چنین تقویت کننده الهام بخش ارتقاء محتوای مفیدتر است.

برای روشن شدن ، من استدلال نمی کنم که دولت های غربی باید الگوریتم های رسانه های اجتماعی را به روشی که CCP بر روند کاربردهای اجتماعی مردمی در چین تأثیر می گذارد ، مدیریت کنند. اما در مورد هرج و مرج در برابر نزدیک شدن و اینکه چگونه الگوریتم های سکوی اجتماعی به سردرگمی که باعث ایجاد چنین تقسیماتی می شود ، به ویژه در بین مخاطبان جوان ، حرفی برای گفتن وجود دارد.

بنابراین جواب چیست؟ آیا دولت آمریكا باید بگوید كه می گویند ، مالکیت اینستاگرام را بگیرد و تأثیر خود را بر آنچه مردم می بینند حمایت كند؟

خوب ، با توجه به اینکه دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریكا هفته گذشته خاطرنشان كرد كه در صورت امکان ، الگوریتم 100 ٪ MAGA TICTOC را خواهد ساخت ، این احتمالاً كمتر از ایده آل است. اما به نظر می رسد مورد کنترل بیشتر بر روندهای برنامه های اجتماعی و وزن گیری حرکات خاص و مثبت تر برای بهبود درک ، بر خلاف تضعیف آن وجود دارد.

مشکل این است که هیچ داوری وجود ندارد که همه بتوانند به این کار اعتماد کنند. باز هم ، اگر به دولت بی تحرک زمان برای کنترل آنها اعتماد دارید ، احتمالاً این روندها را به نفع خود ترتیب می دهید ، در حالی که چنین رویکردی در هر منطقه به رویکردهای متغیر نیز نیاز دارد ، که مدیریت و اعتماد به نفس به طور فزاینده ای دشوار خواهد بود.

شما می توانید به دنبال ترک نهادهای حاکم گسترده مانند اتحادیه اروپا باشید تا آنها را در مقیاس بالاتر رد کنید ، اگرچه تنظیم کننده های اتحادیه اروپا قبلاً از طریق در حال توسعه مفاد اصلی فناوری برای منافع مشکوک ، دخالت قابل توجهی ایجاد کرده اند. آیا آنها در مدیریت روند مثبت و منفی در برنامه های اجتماعی بهتر خواهند بود؟

و البته ، همه اینها از سطح تعصباتی استفاده کرده است که بسیاری از مردم سالها با آن مخالفت کرده اند. به نظر می رسید که الون ماسک به همین دلیل توییتر را برای جلوگیری از تعصب لیبرال در برنامه های رسانه های اجتماعی خریداری می کند. و گرچه او از آن زمان تعادل را به روش دیگر کج کرده است ، نمونه توییتر/X یک نمایش واضح در مورد چگونگی اعتماد به مالکیت خصوصی به یک روش یا روش دیگر است.

بنابراین چگونه آن را برطرف می کنید؟ واضح است که سطح تقسیم در جامعه غربی وجود دارد ، که منجر به عواقب منفی منفی می شود و بخش اعظم این امر با شیطنت مداوم گروه های مردم به صورت آنلاین هدایت می شود.

به عنوان نمونه ای از این در عمل ، من مطمئن هستم که همه حداقل یک نفر را می شناسند که دوست نداشتن خود را برای گروه های اقلیت به صورت آنلاین منتشر می کند ، اما همان شخص احتمالاً افراد را در زندگی واقعی خود می شناسد که بخشی از همان گروه هایی هستند که آنها را نادیده می گیرند و اصلاً مشکلی با آنها ندارند.

این محرومیت مشکلی است که چه کسی در زندگی واقعی است ، کسی نیست که آنلاین را به تصویر می کشد ، و این خلاصه گسترده نشانگر تجربه واقعی بشر از این طریق نیست. با این حال ، محرک های الگوریتمی افراد را به سمت شخص دیگری سوق می دهد ، با هدایت دوپامین که از لایک و نظرات دریافت می کنند ، و به نقاط مختلف ملتهب از تقسیم به نفع خود سکوها می شوند.

شاید پس از آن الگوریتم ها کاملاً از بین بروند. این می تواند یک راه حل جزئی باشد ، اگرچه همان محرک های عاطفی نیز رفتار اشتراک را تحریک می کند. بنابراین ، در حالی که از بین بردن تقویت الگوریتمی می تواند قدرت سیستم های نامزدی را کاهش دهد ، افراد همچنان تا حدی کمتر تحریک می شوند تا داستانها و دیدگاههای عاطفی تری را تقویت کنند.

با این حال ، به عنوان مثال ، افرادی که فیلم های الکس جونز را به اشتراک می گذارند ، می بینید ، که در آن او عمداً چیزهای متناقض را می گوید. اما شاید ، بدون تحریک الگوریتمی چنین مواردی ، تأثیر داشته باشد.

امروزه افراد نیز به طور کلی بسیار منطقی تر هستند و می توانند فضاهای آنلاین را بدون تکیه گاه الگوریتمی حرکت دهند. اما پس از آن دوباره ، سیستم عامل هایی مانند Tiktok ، که کاملاً توسط سیگنالهایی که با رفتار مشاهده شما تعریف می شوند ، هدایت می شوند ، الگوی نحوه عملکرد سیستم عامل های اجتماعی را تغییر داده اند ، در حال حاضر کاربران در حال حاضر بسیار بیشتر در نظر گرفته شده اند که به سیستم اجازه دهند آنچه را که می خواهند ببینند ، بر خلاف جستجوی خودشان به آنها نشان دهند.

حذف الگوریتم ها همچنین می بینند که سیستم عامل ها از رکود عظیمی درگیری و در نتیجه درآمد حاصل از تبلیغات رنج می برند. که می تواند با توجه به محدودیت تجارت یک مشکل بزرگتر باشد ، و سیستم عامل های اجتماعی نیز ارتش های لابی خود را در واشنگتن برای مخالفت با چنین پیشنهادی دارند.

بنابراین ، اگر سکوهای اجتماعی یا داور بالاتر نتوانند مداخله کنند و موضوعات خاصی را کاهش دهند ، در حالی که دیگران را تقویت می کنند ، به شکل رویکرد CCP ، به نظر می رسد هیچ جوابی وجود ندارد. این بدان معناست که افزایش حس واکنش عاطفی به هر سؤالی که پیش می آید ، قصد دارد یک گفتمان اجتماعی را به آینده وارد کند.

این احتمالاً بدان معنی است که وضعیت فعلی تقسیم یک هنجار است ، مانند مخاطبان گسترده ای که به طور فزاینده ای به رسانه های اجتماعی برای اطلاع رسانی به آن اعتماد می شود ، آنها بر اساس مشوق های الگوریتمی اساسی نیز دستکاری می شوند.

بدون سطح مداخله ، هیچ راهی برای دور زدن این امر و مخالفت با پیشنهاد چنین مداخله ای و همچنین عدم پاسخ در مورد نحوه استفاده از آن وجود ندارد ، می توانید انتظار داشته باشید که از آخرین اخبار عصبانی شوید.

از آنجا که این احساسی که هنگام خواندن هر عنوان احساس می کنید و پذیرش داغ تمام نکته است.


Source link

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا