تیموتی شالامه قصد جذب بازاریابان را نداشت، اما این کار را کرد

آیا تبلیغ فوقالعاده پست مدرن فیلم جدید تیموتی شالامه مارتی سوپریم را دیدهاید؟ در حال حاضر در اینترنت در حال چرخش است و دلیل خوبی هم دارد. این نقطه نمایشی خشک از یک جلسه بازاریابی مجازی بین تیم آژانس فیلم و خود Chalamet را ارائه می دهد که به این فراخوان می پیوندد تا “تفکر” خود را به اشتراک بگذارد.
او می خواهد در جعبه گندم باشد. دارای پنتون: “نارنجی هاردکور”. او مجسمه آزادی را می خواهد. برج ایفل. نقطه اوج جلسه شصت و دومین مدیتیشن تیمی در مورد ارزش های “اوج، یکپارچگی و ثمربخشی” است.
ارزش هجده دقیقه کامل را دارد زیرا تصویری دقیق ترسناک از برنامه ریزی بازاریابی مدرن و ترکیب سطحی آن از اپتیک، مزخرفات و درایت ارائه می دهد.
بله، ساعت. من این کلمه را ساختم. اما اگر شالامه «مثمر» شود، من هم خواهم داشت.
تاکتیک به معنای وسواس تقریباً کامل اعدام است که اکثر معامله گران را مبتلا می کند و به قیمت درک گسترده تر و عمیق تر از این رشته تمام می شود.
تقریباً 70 درصد از بازاریابان آمریکایی هیچ آموزش رسمی بازاریابی ندارند. آنها به عقب در بازاریابی مصرف کننده دچار مشکل می شوند و تصور می کنند که کل رشته فقط مجموعه ای از فعالیت های تاکتیکی است: پست های اجتماعی، بیلبوردها، کشتی های هوایی. برج ایفل لعنتی
در واقع – و این دقیقاً هیچ کسی را با آموزش مناسب شوکه نمی کند – تاکتیک ها و ارتباطات فقط نوک نسخه بازاریابی هستند.
بازاریابان مناسب دقیقاً از نقطه مقابل شروع می کنند: تشخیص. اول تحقیق می آید. قبل از اینکه وارد شوید، درک کاملی از بازاری که وارد آن خواهید شد.
تقریباً 70 درصد از بازاریابان آمریکایی هیچ آموزش رسمی بازاریابی ندارند.
سپس استراتژی می آید.
توالی برای هزاران سال روشن بوده است: تشخیص استراتژی را آگاه می کند، استراتژی تاکتیک ها را راهنمایی می کند. وقتی با تاکتیک ها شروع می کنید، تنها چیزی که سون تزو به آن «صدای قبل از شکست» می گوید، ختم می شود.
بسیاری از تیم های بازاریابی رویکردی پر سر و صدا دارند که با تاکتیک ها شروع و به پایان می رسد. در واقع، این خیلی سخاوتمندانه است.
زمانی که جری مک کارتی فقید چهار P را به ما داد، تبلیغات فقط یک اهرم همراه با قیمت، محصول و مکان بود.
اما مانند جلسه Chalamet، بازاریابان اکنون تمایل دارند خود را نه تنها به تاکتیکها، بلکه به یک چهارم پتانسیل محدود کنند و منحصراً بر تبلیغات تمرکز کنند.
اکثر تیم های بازاریابی به سادگی واحدهای ارتباطی ستایش شده هستند، با تمام چالش های تاکتیکی دیگر اکنون به معاونان توانمندتر و آموزش دیده تر برون سپاری شده است. بازاریاب ها با کشتی های هوایی و پنتون ها مانده اند. پژواک خود سابقشان.




