وقتی برندها با سازندگان بهعنوان شرکای کامل رفتار میکنند چه اتفاقی میافتد

در این مدل جدید، نقش خالق صرفاً فروش یک محصول خاص نیست، بلکه معرفی آن دسته است و مرحله تحقیق و کشف را آغاز می کند که برند در نهایت می تواند برنده شود.
از افزایش بهره وری گرفته تا تاثیر طولانی مدت
هنسون توضیح داد که وقتی برندها به طراحی اول خالق تغییر میدهند، محتوای آنها در هر سطح بهتر عمل میکند. او به اشتراک گذاشت: «مدت زمان 22 درصد بیشتر است. “سطوح توجه فعال 18٪ بالاتر است … و به همین دلیل است که نرخ خرید بالاتری را مشاهده می کنید.”
این تغییر در استراتژی خلاق برای آنچه که هنسون به عنوان معیار جدید می بیند ضروری است. هدف دیگر آنی نیست، دستیابی گسترده.
هانسون گفت: “من فکر می کنم طول عمر دستاورد جدید است.” “برندها به دنبال این هستند که تصمیمات تجاری خود را بر روی دارایی ها، افراد و شرط بندی های منطقی لنگر بیاندازند.” اگر سازندگان بتوانند نشان دهند که محتوای آنها به طور معناداری منجر به یک اقدام – در حالت ایدهآل یک خرید – شده است، پس این برای برند ارزشمندتر از دسترسی صرف است. او توضیح داد که این نوع تاثیرگذاری است که برندها می خواهند روی آن سرمایه گذاری کنند.
با هوش مصنوعی و KPI کمتر ریسک را کاهش دهید
چالش نهایی چگونگی دستیابی به این تأثیر پایدار در مقیاس است. Blazaitis یک هشدار جدی ارائه کرد: “ترازو بدون تناسب خطر است.”
هانسون توضیح داد که اینجا جایی است که هوش مصنوعی به یک عامل مهم تبدیل می شود – نه برای جایگزینی خالقان انسانی، بلکه برای محافظت از ایمنی برند و کاهش ریسک. او استفاده پیشبینیکننده آن را در ایجاد مخاطبین مصنوعی برای آزمایش خلاقیتها قبل از راهاندازی توصیف کرد و به برندها در پیشبینی عملکرد و تصمیمگیری آگاهانهتر با ریسک کمتر کمک کرد.
این تمرکز بر کاهش ریسک باید با سادگی بی رحمانه اندازه گیری همراه شود. هانسون گفت: “من برخی از مشتریان دارم که نزدیک به 50 معیار دارند.” همانطور که به تمام بخشهای مختلف و جایی که در قیف هستید نگاه میکنید، میخواهید به 9 برسید، و سپس اگر بتوانید سعی کنید به سه یا چهار برسید، احتمالاً این نقطه خوبی است.
برای برندهای تازه وارد در فضای خلاق، توصیه این بود که از روز اول کتابهای بازی مدرن و چارچوبهای اندازهگیری واضح را اتخاذ کنند. در همین حال، برای بازیکنان تثبیت شده، چالش داخلی است – احترام به تخصص سازنده و ادغام آن در کل برنامه ریزی رسانه، اطمینان از اینکه همه در خدمت رشد هستند.
با پایان گفتگو، تمرکز بر اعتماد و مالکیت مشترک معطوف شد. هانسون تأکید کرد که وقتی برندها واقعاً بخشی از صدا و مأموریت خود را به مردم، سازندگان، تأثیرگذارانی که به برند شما و همچنین خودشان علاقه دارند، بدهند، منجر به صداهای بهتر، محتوایی می شود که به چیزهایی که باید شنیده شوند، و در نهایت اکوسیستم بهتری می تاباند.




