وقتی تخفیف به مارپیچ مرگ تبدیل می شود

اما اگر می خواهید سودآور باشید ، برعکس عمل کنید. از تحقیقات کاربر برای تعیین قیمت مناسب استفاده کنید ، نه هزینه ها یا سطح رقبا. انتظار دارید برخی از کاربران را با قیمت از دست دهید و از عواقب حاشیه ای که در ادامه می آیند لذت ببرید. مقداری پول صرف کارآیی بازاریابی و رشد کنید ، اما اطمینان حاصل کنید که حداقل خیلی زیاد به ساخت برند اختصاص داده شده است.
و تا آنجا که می توانید از تخفیف در رابطه با رابطه جنسی خودداری کنید. آنها کوکائین بازاریابی هستند.
اگر قیمت ها را 20 ٪ مانند BYD کاهش دهید ، شاهد افزایش فروش خواهید بود. اما بیشتر این فروش ها به هر حال به شما می رسد. فقط آنها را به جلو حرکت دهید. و فروش یک حاشیه بسیار بیشتر. بدتر این است که شما سپس با یک طلسم خشک روبرو شوید زیرا تمام این فروش های آینده از تبلیغ ویژه ماه گذشته مکیده شده است. بنابراین ، شما در حال انجام تبلیغات دیگری هستید زیرا اینطور است که آخرین بار فروش را انجام داده اید. و شما یک ، کمی کوچکتر ، ناهموار با بازاریاب کمتری دریافت می کنید.
و اینجا! وابستگی تبلیغاتی. که اعتیاد می شود. و سپس به ناامیدی
مدیران به ندرت می فهمند که چگونه تخفیف نسبتاً ناچیز می تواند عملکرد آینده را خفه کند. مطالعات وارتون نشان می دهد که قیمت بزرگترین اهرم سود شرکت ها از رشد فروش یا کاهش هزینه قوی تر است. 20 ٪ کاهش قیمت ، سبک BYD ، 20 ٪ سود نیست. این می تواند آنها را به طور کامل از بین ببرد.
و این به معنای تأثیر در زنجیره تأمین آسانسورهای ناگهانی و سطح کم تقاضا نیست. یا فشردن خرده فروشانی که اصرار دارند در همان شرایط تبلیغاتی برای سهام خود باشند. یا وحشت مشتریانی که قبلاً قیمت بالاتری را برای برندی که تاکنون به آنها اعتماد کرده اند ، پرداخت کرده اند. یا تأثیر رمزگشایی این امتیازات بر سرمایه برند و حساسیت متعاقب آن نسبت به قیمت هایی که می آیند. یا جنگ قیمت ، که در نهایت فوران می کند ، با هر رقیب با همان برس تبلیغاتی کثیف برخورد می کند.
به BYD مراجعه کنید: 100 میلیارد دلار درآمد آن را در یک شرکت در معرض خطر واقعی قرار می دهد. وابستگی با تخفیف و سرمایه گذاری کافی در ساخت این برند ، آن را به طرز خطرناکی در معرض خطر قرار داده است. حاشیه ناخالص در حال کاهش است. سود سه ماهه 30 ٪ کاهش یافته است. نسبت بدهی -به -assets پس از 70 ٪ افزایش یافته است. 45 میلیارد دلار از برآورد آنها ناپدید شده است. و بدتر از همه تأمین کنندگان ، کارمندان ، مشتریان و حتی دولت اکنون توانایی های شرکت را زیر سوال می برد.
بازاریابان در مورد چگونگی ایجاد برندسازی یک تجارت چیزهای زیادی می گویند. و در مورد چگونگی تخفیف او را خراب کرده است.




