مقالات

چگونه یادگیری عمیق به بازاریابان می آموزد که هوشمندتر فکر کنند

منبع داده و کیفیت داده ها، و همچنین درک نتایج واقع بینانه از این موضوع کلیدی هستند.

قبل از اجرای یک پروژه هوش مصنوعی، وینسون با یک مشکل تجاری واضح شروع می‌کند، که شامل تیم‌ها می‌شود تا مشخص کنند چه چیزی را حل می‌کنند. او سپس بررسی می کند که آیا Kellanova داده ها و منابع مناسبی برای حل آن دارد یا خیر. در نهایت، وینسون می بیند که آیا آنها مدیریت داده و اخلاق هوش مصنوعی مناسبی برای پاسخ به این سوال دارند یا خیر.

Kellanova به شورای هوش مصنوعی متکی است، یک گروه چندکاره شامل رهبران C-suite، تجزیه و تحلیل داده ها و تیم های عملکردی.

او گفت: “ما در حال بررسی موارد استفاده مختلف هستیم. ما از منظر حریم خصوصی و امنیتی به آن نگاه می کنیم. ما از منظر اخلاقی به آن نگاه می کنیم.” و همچنین مشخص کرد که آیا هیچ گروه داخلی پروژه های مشابهی را راه اندازی کرده است یا خیر.

وینسون توصیه می‌کند که برندها با یک مورد خاص و آزمایشی شروع کنند تا ثابت کنند کار می‌کند و مقیاس‌پذیر است. او افزود: «مدیریت تغییر حیاتی است.

او ادامه داد: “شما باید به تیم رهبری خود و کسانی که از همه این نوع ابتکارات حمایت می کنند فکر کنید، زیرا باید بتوانید به سرعت شکست بخورید و چرخش کنید.” پروژه های هوش مصنوعی نیاز به یک ذهنیت ثابت برای آزمایش و یادگیری دارند، زیرا ممکن است خلبان در اولین تلاش شکست بخورد.

چگونه هوش مصنوعی و یادگیری عمیق بر اکتشاف و جستجو تأثیر می گذارد

با پیشرفت تکنولوژی، Cognitiv به بینش های خطی نگاه نمی کند.

دانتز گفت: «در واقع یک فرآیند طولانی‌تر است که ما با هم روی آن کار می‌کنیم، و به دنبال جمع‌آوری بینش و سپس استفاده از آن بینش در زمان واقعی هستیم».

این کمپین می تواند در زمان واقعی بر اساس آنچه که کار می کند یا نه و اینکه کمپین باید به کجا برود تغییر کند.

دانتس توضیح داد: “خلاقیت مناسب، محیط مناسب، جمعیت شناسی مناسب… همه این چیزها اکنون در زمان واقعی اتفاق می افتد، در حالی که از نظر تاریخی چنین نبوده است.”

برای Kellanova، وینسون توضیح داد که چگونه شرکت رویکرد خود را برای بازاریابی Special K در بریتانیا تغییر داد و مدل‌های داده‌ای خود را برای درک و هدف قرار دادن خریداران پرمصرف ایجاد کرد.

او گفت: «با استفاده از این رویکرد جدید برای این بینش مخاطب، شاهد افزایش 36 درصدی بودیم، از جمله اینکه به سازمان کمک کرد تبلیغات را برای خدمت به گروه‌های مختلف کاربر تغییر دهد.

دانتز جلسه را با به اشتراک گذاشتن این جمله به پایان رساند: “همه افراد در این اتاق و در غیر این صورت باید قدم بعدی را بردارند و احساس راحتی کنند که چه کاری می توانید انجام دهید. این کارایی بیشتر، دقت بیشتر ایجاد می کند – یک فرآیند بهتر و روان.”


Source link

برگهٔ قبلی 1 2

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا