مقالات

هفت گناه اجتماعی


هفت گناه کبیره و چهار چیز آخر توسط Hieronymus Bosch، 1505 (دامنه عمومی – ویکی پدیا)

 

تاریخ جهان گواهی بر ضعف، شکنندگی و مرگ افکار عمومی است.

– نقل قول SoSamuel Butler, c. 1902

گنجانده شده است 22 اکتبر 1925 – دقیقاً صد سال پیش در امروز – مهنداس گاندی هفت گناه اجتماعی فردریک لوئیس دونالدسون را در هفته نامه خود منتشر کرد. هند جوان.

دونالدسون در سخنرانی اوایل همان سال به عنوان قانون کلیسای وست مینستر، فهرستی از آنچه را که هفت “شرارت اجتماعی” نامید (که گاهی اوقات هفت اشتباه جهان نامیده می شود) را با عبارات کاملاً واضح ارائه کرد:

  1. ثروت بدون کار

  2. لذت بدون وجدان.

  3. دانش بدون شخصیت.

  4. تجارت بدون اخلاق

  5. علم بدون انسانیت

  6. دینی بدون فداکاری

  7. سیاست بدون اصل.

[See below for a graphic version of the list.]

این فهرست امروز مانند دفتری از مطالبات زمان ما است، بدهی های پرداخت نشده تمدنی که در عادت های مصرفی راحت شده و خرج کردن را فراموش کرده است.

گاندی بر احساسات دونالدسون از انگلستان سرمایه گذاری کرد و جهانی بودن آنها را در حالی که آنها را در بوته های هند مستعمره رها کرد، نشان داد. این تشخیص خود مدرنیته بود، انبوهی از تباهی که هر زمان که اشتها از محدودیت فراتر رود و جاه طلبی وجدان را ببخشد، شکوفا می شود.

1. ثروت بدون کار

ابتدا کیمیاگری را در نظر بگیرید که به وسیله آن پول بدون پینه یا صنایع دستی پول می‌آورد. بارون های دزد زمان گاندی، و همچنین خود ما، می دانستند که ترفند امپراتوری خصوصی کردن سود و اجتماعی کردن ریسک است.

مبادلات ارزهای دیجیتال در حال فروپاشی هستند، سرمایه‌گذاران خطرپذیر میلیاردها دلار را از بین می‌برند، و خرده‌مالک‌ها – معلمان، بازنشستگان، امیدواران عادی – که هرم را با نردبان اشتباه گرفته‌اند، ویران شده‌اند. ارزیابی، نه ارزش، چیزی است که بر تخت طلایی حکومت می کند.

 

2. لذت بدون وجدان

وارث طبیعی ثروت به دست آمده از راه نامشروع. نان و مناظر کولوسئوم رومی در غذاهای مدرن، عینک‌هایی که بدون انعکاس مصرف می‌شوند، لذت‌هایی که به قیمت ملاحظات، شفقت یا خود سیاره خریداری می‌شوند، تجسم یافته است.

طومار TikTok، بی پایان و هیپنوتیزم کننده، مواد افیونی لحظه است. چه وجدانی در جریان بی پایان جنگ که به عنوان سرگرمی دوباره تصور می شود، یا در رژیم الگوریتمی خشم، میم ها و حواس پرتی اعمال می شود؟

اقتصادهای دوپامینی Big Tech، تولید را به عنوان محصول اصلی خود میل می کنند، با وجدان خارج سپاری از شرایط خدماتی که هیچ کس آن را نمی خواند. ما بدون اینکه بپرسیم چه کسی در یک انبار دور دست هزینه راحتی ما را با شیفت های دوازده ساعته و اتصالات خراب می پردازد، افراط می کنیم.

 

وقتی دانش فاقد شخصیت باشد، دیگر یک چراغ نیست، بلکه یک سلاح است.


3. دانش بدون شخصیت

ما شاهد عذرخواهی رئیس دانشگاه بابت سرقت ادبی در حین اخذ شهریه معادل وام مسکن هستیم. و تکنوکراتی که الگوریتمش تبعیض قائل می شود در حالی که نویسنده آن بی طرفی می خواهد.

دانش که زمانی به عنوان چراغی تلقی می شد که راه را روشن می کند، به این شکل مشعلی در دست آتش افروزان می شود. وقتی دانش فاقد شخصیت باشد، دیگر یک چراغ نیست، بلکه یک سلاح است.

هوش مصنوعی وعده می دهد که برای هر سؤالی یک پیشگویی ارائه می کند، اما مسئولیت جوهر اخلاقی پاسخ ها را کنار می گذارد. در غیاب شخصیت، هوش تبدیل به حیله گری می شود – کنیز دستکاری، اطلاعات غلط و سود.

 

4. تجارت بدون اخلاق

بازار امروز جهانی، بدون اصطکاک و تا حد زیادی نامرئی است. یک تی شرت ارزان در بنگلادش دوخته می شود، در سراسر اقیانوس آرام حمل می شود و با قیمت کمتر از ناهار به مصرف کننده آمریکایی فروخته می شود.

یک تجارت بدون اخلاق، ارزش واقعی کالاهای خود را پشت بازاریابی براق و تحویل روز بعد پنهان می کند. ردپای کربن راحتی ما را در نظر بگیرید، کارگران معدن کبالت که با دست خالی حفاری می کنند تا باتری های آینده سبز ما را تامین کنند. در بیانیه‌های ماموریت شرکت درباره روحیه صحبت می‌شود، اما به ندرت در ترازنامه گزارش می‌شود.

سرمایه داری در تجسم فعلی خود اغلب قیمت را با ارزش و سود را با پیشرفت اشتباه می گیرد.

 

5. علم بدون انسانیت

از ابر قارچ بر فراز هیروشیما گرفته تا الگوریتمی که نمایه و پیش‌بینی می‌کند، ماشین‌های ما سریع‌تر از اصول اخلاقی ما در حال تکامل هستند. ما اتم را بدون ترمیم قلب شکافتیم. ما ژنوم را بدون حل نابرابری که کودک در آن متولد می شود، می سازیم.

طبقه مولتی میلیاردر با تعجب و هیبت از استعمار مریخ صحبت می کند، اما در همان نفس در کمپ های بی خانمان ها در مقابل مقر پر زرق و برق آنها شانه بالا می اندازد.

دانش شتاب می گیرد در حالی که خرد عقب می ماند.

 

6. دین بدون فداکاری

واعظان انجیل سعادت که انتظار دارند جماعتشان ثروت را با خداپرستی اشتباه بگیرند، با هواپیماهای شخصی پرواز می‌کنند یا در عمارت‌هایی که با عشر گله‌هایشان خریداری شده‌اند، زندگی می‌کنند. سیاستمداران در حالی که به نان فقرا رای منفی می دهند از کتاب مقدس نقل قول می کنند.

دین بدون فداکاری یک نمایش است: ناسیونالیسم تشریفاتی شده نمازهای استادیوم، مبشر تلویزیونی که رستگاری را به عنوان خدمات اشتراک می فروشد.

در حالی که ایمان زمانی نیاز به فروتنی و خدمت داشت، اکنون به عنوان طلسمی برای قبایل عمل می کند

 

7. سیاست بدون اصل

آشناترین گناه، گناهی که نیازی به درخشش مورخ ندارد. در جمهوری کنونی، سیاست به نمایشی کاهش یافته است که با عبارات جذاب، تبلیغات حمله 15 ثانیه‌ای و میم‌های ترولینگ هدایت می‌شود.

اصول قابل مذاکره است، مشروط بر اینکه بتوان از آنها درآمدزایی کرد. سناتوری که فساد را در تریبون افشا می‌کند، از همان لابی‌هایی که او محکوم می‌کند، چک نقد می‌کند. یک دولت در خارج از کشور دموکراسی را موعظه می کند در حالی که آن را در داخل هرس می کند.

اصل در کار فقدان اصل است – اعتقاد به اینکه قدرت به تنهایی توجیه کافی است.

هفت گناه اجتماعی، خلاصه شده

به طور خلاصه، گناهان دونالدسون و گاندی کمتر دستوراتی هستند تا مختصات، نقشه اخلاقی که به وسیله آن می‌توان در دنیایی که دائماً توسط میانبرها وسوسه می‌شود، پیمایش کرد. آنها به ما یادآوری می کنند که بهای تمدن به ارز پرداخت نمی شود، بلکه به وجدان پرداخت می شود.

ثروت، لذت و قدرت بدون بالاست کار، فداکاری و اصول به راحتی به سمت زوال می رود. و انحطاط، همانطور که رومی ها می توانند گواهی دهند، آخرین تجمل امپراتوری های در حال زوال است.

گاندی به آنچه در سال 1925 منتشر کرد اعتقاد داشت. او همین فهرست را به نوه‌اش آرون گاندی داد که در آخرین روز زندگی مشترک کمی قبل از ترور او در سال 1948 روی یک تکه کاغذ نوشته شده بود.

شاید بتوانیم آن را در دل خود بنویسیم.

چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد


Source link

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا