آنچه که مخاطبان میل دارند که هوش مصنوعی هنوز نتواند ارائه دهد • داستین استاوت

در اینجا چیزی است که اکثر بازاریابان نمی پذیرند: هوش مصنوعی قبلاً در جنگ محتوا پیروز شده است.
میلیونها پست وبلاگ کاملاً شایسته، زیرنویسهای اجتماعی و دنبالههای ایمیل هر روز در چند ثانیه ایجاد میشوند. از نظر گرامری بی عیب هستند. آنها سئو بهینه شده اند. آنها به تمام کلمات کلیدی مناسب برخورد می کنند و از بهترین روش هایی که تاکنون در مورد آن خوانده اید پیروی می کنند.
و تقریباً هیچ یک از آنها چیزی را در شما ایجاد نمی کنند.
این پارادوکسی است که ما در حال حاضر در آن زندگی می کنیم. ما توانایی تولید محتوای «به اندازه کافی خوب» را دموکراتیزه کردهایم، اما با انجام این کار، کمبود جدیدی ایجاد کردهایم که هیچ الگوریتمی قادر به حل آن نیست. شکاف محتوای واقعی دیگر اطلاعات نیست. این در مورد طنین احساسی است. این در مورد تجربه غیرقابل جایگزین انسانی است که باعث می شود انسان از پیمایش دست بکشد، به عقب خم شود و فکر کند: این مرد مرا درک می کند.
مزیت رقابتی بعدی از درخواستهای سریعتر یا دسترسی به مدلهای بهتر حاصل نخواهد شد. از سوی سازندگان و برندهایی می آید که می توانند نیازهای مخاطبان خود را احساس کنند – و جرات ارائه آن را دارند.
پایان مزیت اطلاعات
بگذارید رک بگویم: حقایق شما دیگر خاص نیستند.
هوش مصنوعی زمین بازی را به روشی هموار می کند که ما تازه درک می کنیم. چارچوبها، فرمولها و بینشهایی که بیان آنها به سالها تجربه نیاز داشت؟ آنها اکنون در دسترس هر کسی هستند که یک اعلان مناسب و سه ثانیه در اختیار دارند.
این بدان معنی است که محتوای “شایستگی” به خط پایه جدید تبدیل شده است. این دیگر یک متمایز کننده نیست – این میز است.
بیشتر آثاری که با هوش مصنوعی نوشته شده اند در ظاهر خوب به نظر می رسند. گرامر تمیز است. ساختار منطقی است. اطلاعات دقیق است. اما آنها احساس پوچی می کنند زیرا فاقد یک چیز هستند که نمی توان آن را ترکیب کرد: تجربه زیسته و تنش عاطفی.
شما می توانید در عرض چند ثانیه بفهمید که چه زمانی چیزی توسط مدلی تولید می شود که هرگز در ساعت 2 بامداد هیچ مشکلی نداشته، هرگز شکست نخورده است، هرگز سنگینی عدم قطعیت را احساس نکرده است، در حالی که هر چیزی که ساخته اید احساس می کند که در تعادل است.
هوش مصنوعی می تواند به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند برای خلاقیت عمل کند و ابزارها و دیدگاه های جدیدی را ارائه دهد، اما نمی تواند انسانیت را تقلید کند.

ظهور اقتصاد عاطفی
در جهانی پر از اطلاعات بی پایان، مردم دیگر به دنبال حقایق نیستند. آنها به دنبال چیزی برای احساس هستند.
ما وارد چیزی شدیم که من می گویم اقتصاد احساسات– منظر محتوایی که در آن طنین احساسی (طنز، آسیب پذیری، هیبت، شگفتی، حتی ناراحتی سازنده) تنها مرزی است که هوش مصنوعی بر آن مسلط نشده است.
یک لحظه به عادات مصرف کننده خود فکر کنید. چرا هنوز پادکست های ناقص با مکث ها و مماس های ناخوشایند می نوشید؟ چرا خبرنامه های دست نویس با غلط املایی و انحرافات شخصی بیشتر از پیام های صیقلی شرکتی طنین انداز می شوند؟ چرا مقاله های شخصی خام به اشتراک می گذارند در حالی که توضیح دهندگان بی عیب و نقص هوش مصنوعی از کنار آنها عبور می کنند؟
زیرا احساسات راه میانبر اعتماد است. و اعتماد ارز نفوذ است.
مردم آنچه را که به آنها گفتی به خاطر نمی آورند. آنها به یاد می آورند که شما چه احساسی در آنها ایجاد کرده اید. هوش مصنوعی میتواند اطلاعات تولید کند، اما وقتی کسی چیزی میخواند و فکر میکند، نمیتواند شوک الکتریکی شناسایی ایجاد کند. من تا به حال ندیده ام که کسی آن را با کلمات بیان کند.
این چیزی است که مخاطبان اکنون آرزوی آن را دارند. دیگر محتوایی وجود ندارد. ارتباط بیشتر
عدم تجربه
حقیقت سخت اینجاست: هوش مصنوعی می تواند بینش را ترکیب کند، اما نمی تواند تجربه را ترکیب کند.
داستانهایی که میچسبند – آنهایی که نقل میشوند، به اشتراک گذاشته میشوند و به خاطر سپرده میشوند – زاییده ناراحتی، شکست و دگرگونی هستند. آنها در محیط آشفته مبارزه واقعی انسانی شکل می گیرند.
هوش مصنوعی هیچ علامتی ندارد. نمی داند که پس انداز خود را در ایده ای که ممکن است شکست بخورد، چگونه است. آسیب پذیری گذاشتن نام شما بر روی چیزی را که ممکن است دنیا رد کند را درک نمی کند. نیش انتقاد یا پیروزی بی سر و صدا یک پیشرفت پس از ماه ها شک را احساس نکرده است.
من Magai را ایجاد کردم زیرا هرج و مرج ناشی از پذیرش اولیه هوش مصنوعی را تجربه کردم. من احساس ناامیدی از جابجایی بین دوازده ساز مختلف کردم. من فلج را تجربه کردم که نمی دانستم از کدام مدل برای کدام کار استفاده کنم. هوش مصنوعی اکنون می تواند صدای من را کپی کند – حتی می تواند تایپ کند در مورد این تجربیات – اما نمی توانند وزن احساسی تجربه آنها را بازتولید کنند.
این تجربه زیسته خندق شماست. این تنها چیزی است که هوش مصنوعی هرگز به آن دسترسی نخواهد داشت.
وقتی از روی تجربه می نویسید – نه فقط تخصص – چیزی غیر قابل جایگزین خلق می کنید. شما به مخاطبان خود لنز می دهید که در هیچ جای دیگری نمی توانند به دست آورند. و در دنیایی با محتوای بی نهایت، این کمبود همه چیز است.

میل به نقص
مردم شروع به رد کردن تولید بیش از حد صیقلی و بی روحی کرده اند که به خوراک آنها سرازیر می شود.
شما می توانید آن را در زمان واقعی مشاهده کنید. همانطور که رسانه های اجتماعی از تأثیرگذاران براق به سازندگان معتبر تغییر کرده اند، محتوا نیز از کمال مصنوعی به نقص قابل مقایسه تغییر کرده است.
مخاطبان حس ششم را برای اینکه چه چیزی واقعی است و چه چیزی تولید می شود، ایجاد کرده اند. آنها میتوانند تفاوت بین چیزی را که توسط یک انسان با دیدگاه ایجاد میشود و چیزی که توسط یک الگوریتم بهینهسازی شده برای معیارهای تعامل مونتاژ شده است، احساس کنند.
ترک ها گواه هستند. عیوب اثر انگشت هستند. آنها گواه این هستند که یک نفر پشت پیام وجود دارد – کسی که به اندازه کافی اهمیت می دهد که علامتی بگذارد.
این بدان معنا نیست که محتوای شما باید شلخته یا شلخته باشد. این بدان معنی است که شما باید از تلاش برای هموار کردن هر لبه در تعقیب استانداردهای خیالی کمال دست بردارید. آن را به شخص واگذار کنید. به مماس که نحوه تفکر شما را نشان می دهد بچسبید. از اینکه شبیه خودتان به نظر برسید، نترسید، حتی وقتی شبیه یک بیانیه مطبوعاتی شرکتی نیستید.
مخاطب شما شبیه سازی صیقلی یک شخص را نمی خواهد. آنها شما را می خواهند – کثیف، با اعتماد به نفس و واقعی.

چارچوب مزیت انسانی
پس واقعاً چگونه این کار را انجام می دهید؟ چگونه محتوایی ایجاد میکنید که در دنیایی پر از هوش مصنوعی برجسته باشد؟
من آن را به چیزی که من می نامم تقطیر کردم مدل 3 R– هسته فلسفی خلق محتوای اول انسان:
1. ظلم ← واقعی باشید، نه تکرار شده.
مثل اینکه دارید در جلسه هیئت مدیره صحبت می کنید، نوشتن را متوقف کنید. طوری بنویسید که انگار دارید با دوستی صحبت می کنید که از شما یک سوال واقعی پرسیده است. حقیقت خام، ایده نیمه شکل گرفته، چیزی که هنوز در حال کشف کردن آن هستید را به اشتراک بگذارید. ظلم سریعتر از کمال اعتماد ایجاد می کند.
2. ارتباط پذیری → تجربیات را به اشتراک بگذارید.
داستان های شما ابرقدرت شماست. زمانی که در جمع شکست خوردی. درسی که به سختی آموختی لحظه ای که متوجه شدید هر چیزی که فکر می کردید اشتباه بود. اینها مماس نیستند – آنها کل موضوع هستند. آنها چیزی هستند که محتوای شما را به یاد ماندنی می کنند.
3. طنین ← برای یک احساس بنویسید، نه یک الگوریتم.
بله، سئو مهم است. بله، ساختار مهم است. اما اگر فقط برای موتورهای جستجو و معیارهای تعامل بهینه سازی می کنید، کل بازی را از دست داده اید. بنویس تا مردم چیزی را احساس کنند. آنها را غافلگیر کنید. آنها را به چالش بکشید. آنها را به گونه ای ناخوشایند کنید که جرقه های رشد را ایجاد کند. این چیزی است که به اشتراک گذاشته می شود. این چیزی است که حرکات را می سازد.
این چارچوب فقط یک استراتژی محتوا نیست. این یک موضع فلسفی است. این تصمیم اولویت دادن به اتصال بر کلیک، طنین بیش از دسترسی، انسانیت بر بهینه سازی است.
و در دنیایی که هوش مصنوعی می تواند هر چیز دیگری را تولید کند، این مزیت ناعادلانه شماست.

آینده همکاری هوش مصنوعی و انسان
بگذارید واضح بگویم: هوش مصنوعی دشمن نیست.
من یک پلتفرم هوش مصنوعی اجرا می کنم. من به پتانسیل هوش مصنوعی برای تقویت خلاقیت انسان اعتقاد دارم، نه جایگزین کردن آن. مشکل خود هوش مصنوعی نیست، بلکه نحوه استفاده ما از آن است.
بسیاری از سازندگان با هوش مصنوعی مانند یک خواننده اصلی رفتار می کنند در حالی که باید یک مهندس استودیو باشد. آنها کنترل خلاقیت را به طور کامل تحویل می دهند، سپس تعجب می کنند که چرا محتوای آنها توخالی است.
سازندگان برنده – آنهایی که در دهه آینده شکوفا خواهند شد – از هوش مصنوعی به عنوان یک ضرب کننده نیرو برای انسانیت خود استفاده خواهند کرد، نه جایگزینی برای آن. آنها از آن برای مقابله با کارهای سنگین، تسریع تحقیقات، صیقل دادن پیش نویس ها، و آزاد کردن پهنای باند ذهنی برای کارهایی که واقعاً مهم هستند استفاده می کنند: عمیق فکر کردن، احساس واقعی، و خلق از مکانی با بینش واقعی.
هوش مصنوعی باید صدای شما را تقویت کند نه اینکه تبدیل به آن شود.
اگر هوش مصنوعی می تواند آن را بنویسد، چرا باید آن را بنویسید؟
چالشی که میخواهم شما را با آن کنار بگذارم این است: اگر هوش مصنوعی میتواند آن را بنویسد، چرا باید آن را بنویسید؟
اگر محتوای شما را می توان از یک مدل زبانی بدون تجربه زیسته، بدون سهم عاطفی، و بدون دیدگاه منحصر به فرد تولید کرد – چه فایده ای دارد؟
پاسخ این است: تفاوت انسانیت شماست.
شکستهای شما، پیشرفتهای شما، بینشهایی که به سختی به دست آوردهاید، تمایل شما برای آسیبپذیر بودن – اینها چیزهایی هستند که هوش مصنوعی هرگز نخواهد داشت. آنها همچنین چیزهایی هستند که مخاطبان شما از آنها ناامید هستند.
در دنیایی که همه به ابزارهای هوش مصنوعی یکسان، مدلهای مشابه و دریای بیپایان اطلاعات دسترسی دارند، تنها مزیت پایدار این است که انسان بودن غیرقابل انکار و بیتردید است.
واقعیت این است که اگر از قبل در تولید محتوا بد هستید، هوش مصنوعی فقط به شما کمک می کند تا محتوای بهتری داشته باشید. و در مورد افرادی که قبلاً در تولید محتوا خوب هستند، حتی محتوای بهتری تولید خواهند کرد. کرم همیشه به بالا می رود.
پس از روی زخم هایتان بنویسید، نه فقط از تجربیاتتان. محیط آشفته را به اشتراک بگذارید، نه فقط نتیجه صیقلی. جرات کنید در دنیایی که برای کمال مصنوعی بهینه شده است ناقص باشید.
زیرا شکاف محتوایی جدید به آن چیزی نیست که هوش مصنوعی هنوز نمی تواند انجام دهد. این در مورد آن چیزی است که فقط شما می توانید انجام دهید – و اینکه آیا به اندازه کافی شجاع هستید که آن را انجام دهید.
تنها تجربه انسانی که از به اشتراک گذاشتن آن در محتوای خود هراس داشتید چیست؟




