گتی در دعوای نقض حق چاپ در زمینه هوش مصنوعی شکست می خورد

با رایجتر شدن ابزارهای هوش مصنوعی مولد، لازم است مفاهیم حقوقی استفاده از این ابزار و محدودیتهایی که ممکن است بر روی کپیها و بازآفرینیهای هوش مصنوعی وجود داشته باشد نیز در نظر گرفته شود.
و حداقل در حال حاضر، این محدودیتها بسیار ضعیف هستند، با هر شکایتی که تا کنون علیه شرکتهای هوش مصنوعی مطرح شده است، سابقه قانونی برای نقض حق نسخهبرداری مالکیت معنوی بازتولید شده توسط چنین ابزارهایی ایجاد نکرده است.
با این حال، در عین حال، شما همچنین نمیتوانید محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی خود را کپیرایت کنید، بنابراین هر کسی میتواند از نظر فنی محتوای تولید شده شما را بگیرد و هر طور که میخواهد دوباره از آن استفاده کند.
آخرین پرونده اصلی دادگاه در این زمینه از بریتانیا می آید، جایی که Getty Images این هفته یک پرونده علیه Stability AI را به دلیل گزارش هایی مبنی بر اینکه تیم Stability محتوای Getty را برای استفاده در مدل هوش مصنوعی خود حذف می کند، باخت.
به گزارش رویترز، یک ارائه دهنده تصویر سهام گتی هوش مصنوعی پایداری را متهم کرد که از تصاویرش برای آموزش سیستم انتشار پایدار خود استفاده می کند، که تصاویر را از ورودی های متن تولید می کند.
این مورد به خودی خود از نظر فنی ساده است: گتی ادعا می کند که URL های تصویر Getty در هوش مصنوعی پایدار گنجانده شده است مجموعه داده LAION، که مدل آموزشی است که ابزارهای تصویربرداری “Stable Diffusion” v1 و v2 خود را تقویت می کند. علاوه بر این، گتی ادعا می کند که برخی از تفریحات ساخته شده از طریق Stable Diffusion حتی شامل نوعی از واترمارک گتی است، که شواهد دیگری مبنی بر استفاده از آثار دارای حق چاپ او برای ساخت این مدل است.
با این حال، قاضی دریافت که نمونههای ارائهشده برای اعمال تصمیمهای نقض عمومی بسیار محدود هستند، و اساساً خاطرنشان کرد که بدون موارد خاص نقض حق نسخهبرداری و آسیب مستقیم ناشی از آن، هیچ مورد واقعی برای پاسخگویی به اکثر عناصر وجود ندارد.
که بسیار شبیه به حکم دادگاه فدرال ایالات متحده در مورد دیگری در مورد حق نسخه برداری هوش مصنوعی در ماه ژوئن است که متا و OpenAI نیز در مسیرهای مشابه تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند.
در سال 2023، گروهی از نویسندگان، از جمله کمدین معروف سارا سیلورمن، علیه متا و OpenAI به دلیل استفاده از آثار دارای حق چاپ آنها برای آموزش سیستم های هوش مصنوعی مربوطه خود، اقدام قانونی کردند. نویسندگان ادعا میکنند که توانستهاند نشان دهند که چگونه این مدلهای هوش مصنوعی میتوانند کار خود را به شکلی بسیار دقیق بازتولید کنند، که به گفته آنها نشان میدهد که متا و OpenAI از مطالب محافظت شده قانونی خود بدون رضایت استفاده کردهاند. این شکایت همچنین ادعا می کند که متا و OpenAI اطلاعات کپی رایت را از کتاب های خود حذف کرده اند تا این نقض را پنهان کنند.
در ارزیابی خود، دادگاه فدرال حکم داد که حداقل از طرف متا، استفاده شرکت از آن آثار برای یک هدف “تحول کننده” بوده و ابزار متا برای بازسازی آثار رقیب نیست.
طبق حکم صادره:
“هدف از کپی برداری از متا آموزش LLM های آن بود، که ابزارهای نوآورانه ای هستند که می توانند برای تولید متن های متنوع و انجام طیف گسترده ای از عملکردها استفاده شوند. کاربران می توانند از لاما بخواهند ایمیلی را که نوشته اند ویرایش کند، گزیده ای را از یا به یک زبان خارجی ترجمه کند، طرحی را بر اساس یک سناریوی فرضی بنویسد، یا هر هدف دیگری را انجام دهد. برای سرگرمی یا آموزش بخوانید.”
پس بحث این است که این مورد به دنبال دنبال ابزار است نه هدف. به عنوان یک مقایسه اساسی، چاقو می تواند انسان را بکشد، اما شما نمی توانید علیه یک سازنده چاقو به دلیل تهیه ابزار مضر در صورت قتل، اقدام قانونی انجام دهید، زیرا به گونه ای استفاده شده است که برای آن در نظر گرفته نشده است.
به این ترتیب، قاضی حکم داد که از آنجایی که استفاده مجدد از آثار به منظور ایجاد بازار رقابتی برای آن آثار نبوده است، اعمال «استفاده منصفانه» در این مورد قابل اعمال است.
این اساساً همان نتیجهگیری است که توسط دادگاه بریتانیا به دست آمده است که در حالی که ابزارهای هوش مصنوعی را میتوان برای تولید آثاری یافت که حق نسخهبرداری را نقض میکنند و این میتواند مبنای پروندهای علیه توسعهدهندگان آنها باشد، پروندههای ارائهشده تا کنون نتوانستهاند این را به عنوان نتیجه مورد انتظار چنین پروژههایی ثابت کنند. به این ترتیب، هیچ مورد قانونی قطعی برای صدور حکم فراگیر در مورد تخلفات وجود ندارد.
بنابراین، ممکن است موردی وجود داشته باشد که اساساً IP شخصی از طریق چنین فرآیندی دزدیده شود، اما این تنها بر اساس مورد به مورد قابل اعمال است که در نتیجه ایجادکننده فردی بتواند آسیب مستقیمی به کسب و کار خود نشان دهد.
این بدان معناست که ابزارهای هوش مصنوعی، حداقل در حال حاضر، می توانند محتوایی مشابه آنچه در جاهای دیگر در دسترس است، بدون حمایت قانونی ایجاد کنند. اگرچه در عین حال محدودیت های منطقی برای این وجود دارد. اگر میخواهید پیامی مانند «میکی موس یک ماشین را میدزدد» قرار دهید، سپس از آن در یک تبلیغ استفاده کردید، دیزنی احتمالاً میتواند از شما برای نقض مستقیم شکایت کند زیرا کپی آشکار است که بر ارزش IP آنها تأثیر میگذارد، نمونه مستقیم و واحدی از موردی که از یک اثر دارای حق نسخهبرداری استفاده شده و به کسب و کار آسیب وارد کرده است.
بر اساس مورد به مورد، این چیزی است که باید به آن پاسخ داد، اما به عنوان یک قاعده کلی، این طراحی مورد نظر ابزارهای هوش مصنوعی مولد نیست.
بنابراین، اگرچه برای همه رایگان نیست، اما قانونی بودن استفاده از هوش مصنوعی مولد هنوز بسیار ضعیف است، به این معنی که اکثر برنامههای کاربردی به غیر از ارائه نادرست آشکار شخصیتها/افراد/موجودات معروف احتمالاً از نظر قانونی خوب هستند.
من به شما اجازه دیوانه شدن را نمی دهم زیرا در موارد استفاده خاص ممکن است عواقب قانونی مجدداً دنبال شود. اما اجتناب از IP شناخته شده در نسل های شما باید تضمین کند که حداقل بر اساس این یافته ها از نظر قانونی محافظت می شوید.
اگرچه باز هم، همانطور که اشاره شد، شما همچنین نمیتوانید ادعای حق نسخهبرداری را برای کارهای مولد هوش مصنوعی خود ارسال کنید، مهم نیست که چقدر «هنرمند سریع» هستید.
در ماه مارس، یک نویسنده شعر هوش مصنوعی به دلیل استفاده مجدد از آثارش بدون اجازه به دنبال غرامت شد و ادعا کرد که محتوایی که تولید کرده برای استفاده مجدد تجاری به سرقت رفته است.
اما از آنجایی که قوانین کنونی حق چاپ مستلزم این است که شخص خالق یک اثر باشد، شاکی پرونده خود را باخت و شکاف کلیدی در قانون فعلی را برجسته کرد.
همانطور که قاضی در آن زمان توضیح داد:
از آنجایی که بسیاری از مفاد قانون حق چاپ تنها در صورتی معنا پیدا می کنند که نویسنده یک انسان باشد، بهترین خوانش قانون حق چاپ این است که ثبت نیاز به نویسندگی انسان دارد.
هیئتی متشکل از سه قاضی همچنین خاطرنشان کرد که ماشینها نمیتوانند دارای حق نسخهبرداری باشند زیرا آنها “عمر ندارند”، به این معنی که مدت زمان حق چاپ قابل اندازهگیری نیست.
این یافته در موارد مختلف هوش مصنوعی برجسته شد، که با توجه به دفتر حق چاپدر هر موردی که می توان حق چاپ را اعطا کرد، باید حداقل خالق اصلی باشد. اکنون، میتوانید استدلال کنید که نوشتن سریع تا چه حد میتواند در این زمینه مهم تلقی شود، اما نکته اصلی این است که قانون کپی رایت در حال حاضر برای ارائه حمایت از افراد غیر انسانی طراحی نشده است، و تا زمانی که پروندهای مطرح نشود که بتواند دلیل محکمی برای تغییر این موضوع ایجاد کند، حقوق هیچ یک از آثار تولید شده توسط هوش مصنوعی خود را ندارید.
بنابراین محتوای هوش مصنوعی در این زمینه اساساً در لبه قانونی قرار دارد، و در حالی که میتوان یک مورد خاص برای برجسته کردن ضرر تجاری در نتیجه تفسیر قانونی جایگزین ایجاد کرد، در حال حاضر هیچ حمایت قطعی برای سازندگان در هر دو طرف بحث وجود ندارد.
این بدان معناست که شما میتوانید از ابزارهای هوش مصنوعی برای تولید محتوا بدون پیامد در بیشتر موارد استفاده کنید، اما همچنین حق هر چیزی که این ابزارها تولید میکنند را ندارید.
*سلب مسئولیت: این مشاوره حقوقی نیست و باید برای موارد خاص به دنبال وکیل مستقل باشید.



