مقالات

بازاریابی به عنوان یک مرکز سود با مدیر ارشد اجرایی Thumbtack Llibert Argerich


در اپیزود این هفته بازاریابی پیشتاز، جنی رونی مجری برنامه با لیبرت آرگریچ، مدیر ارشد بازاریابی Thumbtack، یک بازار ملی دو طرفه که مالکان خانه را با متخصصان خدمات حرفه ای وصل می کند، می نشیند.

آنها درباره بازنویسی روایت عملکرد بازاریابی – از یک مرکز هزینه تا یک محرک سود بحث می کنند. برای بررسی استراتژی‌های متمرکز بر بازگشت سرمایه (ROI) که بازاریابان می‌توانند و باید از آن‌ها استفاده کنند، هماهنگ شوید، چرا استراتژی محلی رفتن به بازار از کمپین‌های ملی برای صنایع پراکنده بهتر عمل می‌کند، و چگونه هوش مصنوعی تطبیق مشتری به حرفه‌ای را در مقیاس تغییر می‌دهد.

لیبرت با پشتوانه تجربه گسترده، چارچوب های عملی را برای هدایت رشد قابل اندازه گیری بدون شکستن بانک ارائه می دهد.

اگر به دنبال انجام کارهای بیشتر با کمتر و تبدیل تیم بازاریابی خود به یک فعال کننده تجاری هستید، این سخنرانی برای شما مناسب است.

لیبرت با دو دهه تجربه در بازاریابی دیجیتال، بهینه سازی عملکرد و پویایی بازار، ایفای نقش های کلیدی در رهبران صنعت مانند Expedia و eBay، خود را به عنوان یک استراتژیست مبتنی بر داده تثبیت کرده است.

اخیراً، او بازاریابی مصرف کننده را در Udemy رهبری کرد و درآمد این پلتفرم را از 250 میلیون دلار به نزدیک به 700 میلیون دلار در پنج سال افزایش داد.

نکات مهم قسمت:

[00:01] بازاریابی را به عنوان یک مرکز سود، نه یک مرکز هزینه، مجدداً در نظر بگیرید – لیبرت اساساً دیدگاه سنتی در مورد بودجه بازاریابی را با قرار دادن بازاریابی به عنوان یک مرکز سود که مستقیماً به سهم نهایی مرتبط است و نه هزینه‌های بخش، به چالش کشید. این تغییر پارادایم برای CMOهایی که به دنبال ایجاد اعتماد و تخصیص بودجه پایدار در سراسر سازمان خود هستند، حیاتی است. بسیاری از CMOها با توجیه سرمایه‌گذاری‌های بزرگ برند بدون معیارهای ROI واضح دست و پنجه نرم می‌کنند، که اعتماد به تیم‌های مالی و رهبری را از بین می‌برد. کلید اجرای این استراتژی این است که هر دلار بازاریابی قابل اندازه گیری و مرتبط با برد و باخت باشد، و اطمینان حاصل شود که افزایش بودجه از طریق ارزش اثبات شده به دست می آید، نه اینکه به عنوان استحقاق ادعا شود.

[07:37] نوآوری مبتنی بر محدودیت یک مزیت رقابتی است – لیبرت بیان می کند که کمبود منابع در محیط های استارتاپی محدودیتی برای غلبه بر آن نیست، بلکه ویژگی قانع کننده ای است که اولویت بندی بی وقفه و حل خلاقانه مشکلات را هدایت می کند و در نهایت منجر به نتایج بازاریابی بهتری نسبت به تیم هایی با بودجه نامحدود می شود. این تغییر در تفکر برای CMOهایی که تحت فشار بودجه مدیریت می‌کنند، دگرگون‌کننده است، زیرا محدودیت‌ها را به‌عنوان یک ویژگی، و نه یک اشکال، سازمان‌های بازاریابی با عملکرد بالا، دوباره چارچوب‌بندی می‌کند. بسیاری از CMOها با انجام کمتر از همه چیز به محدودیت های بودجه پاسخ می دهند، در حالی که فرصت واقعی انجام کارهای کمتر با هدفمندی، آزمایش و بهینه سازی بیشتر است. گام کلیدی ایجاد یک روش آزمایش مبتنی بر فرضیه است که در آن هر سرمایه گذاری در یک کمپین یا کانال به عنوان یک آزمایش با معیارهای موفقیت تعریف شده تلقی می شود و به تیم ها اجازه می دهد تا به سرعت شکست بخورند و آنچه را که کار می کند بدون از دست دادن سرمایه مقیاس بندی کنند.

[13:41] حل پیچیدگی های بازار هایپرمحلی – تمایز اصلی Thumbtack در این نیست که یک فهرست ارائه‌دهنده خدمات باشد، بلکه در یک سرویس منطبق است که مالک خانه و افراد حرفه‌ای را عمیقاً درک می‌کند، سپس آنها را دقیقاً در لحظه نیاز به هم متصل می‌کند. این بینش به طور گسترده برای هر بازار پراکنده و بیش از حد محلی که در آن پیام‌رسانی ملی این واقعیت حیاتی را که مشتریان بیشتر به در دسترس بودن و ارتباط محلی اهمیت می‌دهند، نادیده می‌گیرد، اعمال می‌شود. بسیاری از بازاریابان منابع را در کمپین های ملی گسترده ای که نمی توانند به شدت رقابت در سطح کد پستی و نیازهای مشتری در بازارهای محلی پاسخ دهند، هدر می دهند. برای اجرای موثر این استراتژی، CPOها باید تخصیص بودجه را از کمپین‌های دستیابی ملی به طرح‌های عمق بازار محلی تغییر دهند که فرضیه‌های سرمایه‌گذاری برند را شهر به شهر قبل از مقیاس‌بندی آزمایش می‌کنند.

1 2برگهٔ بعدی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا