مقالات

برنامه ریزی 2026: قطبش الگوریتمی | رسانه های اجتماعی امروز


به‌عنوان بخشی از آمادگی‌هایتان برای سال جدید، ارزش آن را دارد که کمی وقت بگذارید و حوزه‌های کلیدی تمرکز خود را دوباره ارزیابی کنید و اینکه کدام جنبه‌های بازاریابی دیجیتال بیشترین تأثیر را بر نتایج شما در سال 2026 خواهند داشت.

اما با تغییرات بسیار زیاد و ثابت، دشوار است که بدانید روی چه چیزی باید تمرکز کنید و به چه مهارت هایی نیاز دارید تا فرصت های خود را به حداکثر برسانید. با در نظر گرفتن این موضوع، ما یک نمای کلی از سه عنصر کلیدی تمرکز را گردآوری کرده ایم.

این عناصر کلیدی عبارتند از:

  • هوش مصنوعی
  • الگوریتم ها
  • واقعیت افزوده

اینها سه عنصری هستند که در سال 2026 بیشترین تأثیر را بر رسانه های اجتماعی و چشم انداز بازاریابی دیجیتال خواهند داشت و اگر بتوانید آنها را به درستی دریافت کنید، در بهترین موقعیت برای استفاده حداکثری از تلاش های خود خواهید بود.

اولین پست این مجموعه به هوش مصنوعی و اینکه آیا باید هوش مصنوعی را در جعبه ابزار دیجیتال مارکتینگ خود داشته باشید، پرداخت.

این پست دوم به الگوریتم‌ها می‌پردازد و اینکه چگونه تغییرات در رویکرد تقویت الگوریتمی می‌تواند منجر به تغییرات استراتژیک بزرگ شود.

پلاریزاسیون الگوریتمی

حقیقت این است: الگوریتم‌ها افرادی را افزایش می‌دهند که مایل به اظهارات تفرقه‌انگیز هستند، کسانی که مایلند آنچه را که فکر می‌کنند باید گفته شود، بدون توجه به اینکه چه کسی ممکن است از آن آزرده شود، افزایش می‌دهد.

از یک سو، موضع گیری را باید به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اصل موضوع و پرداختن به حقایق اساسی تحسین کرد. اما از سوی دیگر، به این معنی است که الگوریتم‌ها نیز، در بیشتر موارد، به طور سهوی، افراد را با کمک به تقویت تصاویر ناآگاه و خشم‌انگیز، اغلب با پایه و اساس کمی در واقعیت یا واقعیت، تبدیل به سوراخ‌هایی می‌کنند.

دلیل عصبانیت رسانه‌ها، دلیلی که جامعه تا این حد از هم جدا شده است را می‌توان تا حد زیادی در الگوریتم‌های آنلاین مختلف جستجو کرد که تجربه رسانه‌ای ما را تعیین می‌کنند.

این در تمام تحقیقات و همه گزارش‌هایی که تقویت رسانه‌های اجتماعی را تحلیل می‌کنند منعکس شده است:

  • در سال 2016، یک مطالعه نشان داد که “احساسات بسیار برانگیخته”، مانند شادی و ترس، بیشترین واکنش را در رسانه های اجتماعی، به ویژه از نظر اشتراک گذاری ویروسی، به دنبال دارد.
  • مطالعه دیگری که در سال 2016 منتشر شد این را نشان داد خشم، ترس و شادی بیشترین مشارکت را در رسانه های اجتماعی ایجاد کنید، اگرچه از بین این سه، خشم بیشترین پتانسیل ویروسی را دارد.
  • در سال 2012، مطالعه ای که توسط مدرسه بازرگانی وارتون منتشر شد این را نشان داد محتوایی که خشم را تحریک می‌کند احتمالاً بیشتر به اشتراک گذاشته می‌شود، با میزان خشم الهام‌گرفته از یک پست به‌طور متناسبی باعث ویروسی شدن آن نظر می‌شود.

داده‌ها نشان می‌دهند که بر اساس پاسخ‌های اندازه‌گیری شده انسان، اگر می‌خواهید دسترسی و پاسخ را به حداکثر برسانید، باید سعی کنید خشم را در مخاطب یا گروهی برانگیزید، که سپس آن افراد را به اندازه‌ای تحریک می‌کند تا درباره به‌روزرسانی‌های شما نظر بدهند و نظرات شما را به اشتراک بگذارند، بنابراین الگوریتم را نشان می‌دهد که ممکن است افراد بیشتری بخواهند به آن نگاه کنند.

خشم و ترس، همراه با شادی، محرک‌های کلیدی هستند، اگرچه ایجاد حالت دوم احتمالاً سخت‌تر است. و از آنجایی که رسانه‌های اجتماعی به بخش بزرگ‌تری از زندگی روزمره ما تبدیل شده‌اند و مردم به مشارکت در پلت‌فرم‌های اجتماعی به عنوان ابزاری برای سنجش ارتباط و ارزش خود اعتماد می‌کنند، هجوم دوپامین اعلان‌هایی که از ارسال چنین اعلان‌هایی دریافت می‌کنند باعث شده است که افراد بیشتر و بیشتری در اعمال خود تهاجمی‌تر شوند.

شما می‌توانید شاخص‌های این موضوع را در داده‌های روند حاصل از اجرای الگوریتم‌های مبتنی بر تعامل که در فیس‌بوک در سال 2013 آغاز شد، مشاهده کنید. همانطور که مرتب‌سازی الگوریتمی دقیق‌تر و درک‌تر شد، عباراتی مانند “بیدار” شروع به محبوبیت کردند، ارجاع به “اخبار جعلی” و “رسانه‌های اصلی” و حتی تئوری‌های توطئه برانگیزنده خشم به دست آوردند. برنامه های کاربردی

برخی از اینها البته ممکن است همبستگی باشد، اما بحث علیت را نیز نمی توان رد کرد، و من می گویم که الگوریتم ها نقش مهمی در تقسیم بندی ای که در حال حاضر در جامعه مدرن می بینیم بازی کرده اند و موج جدیدی از شخصیت های رسانه ای خودپسند را تقویت کرده اند که با گفتن هر چیزی که می خواهند تحت عنوان “آزادی به عنوان مدرک یا سوال”، محبوبیت زیادی به دست آورده اند.

اساساً، انگیزه‌های رسانه‌های تعریف‌شده توسط الگوریتم، خواه در معرض دید اخبار و یا رتبه‌بندی جستجوی Google باشد، سازندگان و ناشران را به سمت موقعیت‌های تفرقه‌انگیزتر و هشداردهنده سوق داده است. روی همه چیز باز هم، برنده شدن در چشم‌انداز رسانه‌ای امروزی به معنای «برانگیختن» گروه‌های بزرگی از مردم برای جلب توجه است، و این اغلب به معنای هدایت مجدد یا نادیده گرفتن واقعی حقایق ثابت برای ادامه یافتن نقاط دلخواهتان است.

بنابراین این برای سال 2026 چه معنایی دارد؟

خب، در سال 2026، مردم در حال حاضر بیشتر از این موضوع آگاه هستند و به دنبال راه های بیشتری برای کنترل فیدهای خود و محتوایی هستند که با تمایلات الگوریتمی به آنها نشان داده می شود. پلتفرم‌ها کنترل‌های جدیدی را آزمایش می‌کنند که به افراد امکان می‌دهد در مورد آنچه در جریان به آنها نشان داده می‌شود، نظر بیشتری داشته باشند، در حالی که سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی نیز در درک ارتباط شخصی، تا موضوعات خاص و حتی سبک‌های ارتباطی بهتر می‌شوند، بنابراین این سیستم‌ها می‌توانند بیشتر آنچه را که ترجیح می‌دهند و در حالت ایده‌آل، کمتر چیزی که فشار خون آنها را افزایش می‌دهد، به مردم نشان دهند.

این رویکردهای جدید به طور کامل خشم را متوقف نمی‌کنند، زیرا خود پلتفرم‌ها بیشترین سود را از نگه داشتن مردم از اظهار نظر و در نتیجه عصبانی نگه داشتن مردم، حتی اگر به روشی ظریف‌تر، می‌برند. اما نسل بعدی کاربران از چنین دستکاری‌هایی آگاه‌تر هستند و بهتر می‌توانند bs را به نفع سازندگان قابل اعتمادتر و کمتر قطبی‌تر تنظیم کنند.

صادقانه بگویم، من انتظار ندارم که بسیاری از افراد از گزینه های کنترل الگوریتم جدید ارائه شده توسط اینستاگرام، یوتیوب، X و Threads استفاده کنند، زیرا آمار نشان می دهد که حتی زمانی که چنین کنترل هایی در دسترس هستند، اکثر مردم به سادگی به خود زحمت نمی دهند چیزی را به روز کنند.

اکثر کاربران فقط می خواهند وارد سیستم شوند و به سیستم اجازه دهند هر بار مرتبط ترین پست ها را به آنها نشان دهد. TikTok این وضعیت را بدتر کرده است، با فید قادر مطلق «درباره شما»، که حتی به هیچ نشانگر صریحی از شما نیاز ندارد، فقط بر اساس محتوایی که تماشا می‌کنید و/یا رد می‌شوید، علاقه را در نظر می‌گیرد.

با این حال، با این حال، این واقعیت که آگاهی عمومی از چنین مواردی در حال افزایش است، به طور کلی مثبت است.

تنظیم‌کننده‌ها همچنین در حال بررسی راه‌های جدیدی برای تحت فشار قرار دادن پلتفرم‌ها برای ارائه چنین کنترل‌هایی هستند (به تبعیت از چین)، و من فکر می‌کنم امسال شاهد گروه‌های نظارتی بیشتری خواهیم بود که متوجه این واقعیت می‌شوند که الگوریتم‌ها بیشترین آسیب را به جامعه وارد می‌کنند، نه خود پلتفرم‌های اجتماعی، و نه دسترسی به آن‌ها در میان کاربران جوان.

این می تواند به فشار سوخت برای حذف الگوریتم کمک کند، همانطور که قبلاً در اروپا شاهد آن هستیم. اگر مردم بتوانند از مرتب‌سازی الگوریتمی انصراف دهند، تا حد زیادی می‌توان این فشار دستکاری شده را کاهش داد، و اگرچه پلتفرم‌ها مجدداً آن را به صورت داوطلبانه ارائه نمی‌کنند، زیرا می‌توانند با استفاده از سیستم‌های مشوق تعامل، مردم را به استفاده طولانی‌تر از برنامه‌هایشان وادار کنند، فکر می‌کنم عموم مردم اکنون به اندازه کافی آگاه هستند که می‌توانند فیدهای رسانه‌های اجتماعی خود را بدون مرتب‌سازی الگوریتمی مدیریت کنند.

زیرا توجیه اصلی چنین چیزی، مهم نیست که چگونه به آن نگاه کنید، دیگر قابل اجرا نیست.

در سال 2013، توضیح اصلی فیس بوک برای نیاز به یک الگوریتم فید به این شرح بود:

“هر بار که شخصی از News Feed بازدید می کند، به طور متوسط ​​1500 داستان بالقوه از دوستان، افرادی که آنها را دنبال می کنند و صفحاتی برای مشاهده وجود دارد، و اکثر مردم زمان کافی برای دیدن همه آنها را ندارند. این داستان ها شامل همه چیز می شود، از عکس عروسی ارسال شده توسط بهترین دوست تا آشنای هنگام ورود به رستوران.” با وجود داستان‌های زیاد، این احتمال وجود دارد که مردم چیزی را که می‌خواهند ببینند، اگر جریانی مداوم و بدون رتبه از اطلاعات را نشان دهیم، از دست بدهند.

اساساً، از آنجایی که افراد بسیاری از افراد و صفحات دیگر را در برنامه دنبال می‌کردند، فیس‌بوک مجبور بود یک سیستم رتبه‌بندی را پیاده‌سازی کند تا اطمینان حاصل شود که افراد مرتبط‌ترین داستان‌ها را از دست نمی‌دهند.

هرچند که منطقی است، متا اخیراً محتوای بیشتری را از صفحاتی که شما آنها را دنبال نمی‌کنید (بیشتر به شکل Reels) اضافه می‌کند تا تعامل را حفظ کند.

این نشان می دهد که همان مشکل اضافه بار محتوا دیگر مشکلی برای حل Meta نیست و کاربران می توانند یک فید زمانی از پست ها از صفحاتی که دنبال می کنند دریافت کنند و همه به روز رسانی های مربوطه را هر روز در برنامه مشاهده کنند.

مردم همچنین در مورد نمایه‌هایی که دنبال می‌کنند دقیق‌تر هستند و من واقعاً فکر می‌کنم در ترکیب این پلتفرم‌ها می‌توانند گزینه‌های غیرالگوریتمی (پیش‌فرض) قابل اجرا را ارائه دهند که کار می‌کنند.

انتظار می‌رود گروه‌های نظارتی بیشتری در سال 2026 برای این امر تلاش کنند، در حالی که بهبود الگوریتم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی نیز باید به افراد و صفحات بیشتری کمک کند تا در طول زمان به افراد بیشتری با علایق مرتبط دسترسی پیدا کنند.

منظورم این است که این اتفاق باید بیفتد مگر اینکه متا آن را محدود کند تا هزینه های تبلیغاتی بیشتری را صرف کند. یا شاید برای ایجاد انگیزه برای سرمایه‌گذاری بیشتر در Meta Verified، با متا ایجاد انگیزه برای ثبت نام در برنامه برای دستیابی به دسترسی بیشتر، در حالی که تاثیر افزایش الگوریتمی بر سود متا را کاهش می‌دهد.

گزینه های غیرمتمرکز نیز به عنوان جایگزین دیگری ارائه خواهند شد، زیرا به کاربران کنترل بیشتری بر الگوریتم و تجربه خود می دهند. اما مشکل ابزارهای غیرمتمرکز همانند مشکل برنامه‌های اصلی است، که افزودن کنترل‌های پیچیده‌تر اکثر کاربران را خاموش می‌کند و مردم ترجیح می‌دهند به جای انتخاب سرور مناسب و سفارشی کردن تنظیمات، به سادگی اجازه دهند الگوریتم به آنها نشان دهد که چه چیزی را دوست دارند.

آنها همچنین می خواهند در جایی که دوستانشان هستند باشند و یک الگوریتم انصراف که می توانید به عنوان پیش فرض تنظیم کنید بهترین گزینه برای آن است.

پلتفرم‌ها به عقب برمی‌گردند زیرا این احتمالاً بر زمان استفاده تأثیر می‌گذارد، اما آنها همچنین می‌توانند سیستم‌های الگوریتمی پیچیده‌تری را با استفاده از هوش مصنوعی بسازند که برای ارتباط شخصی بهتر بهینه می‌شوند یا به کاهش انگیزه‌های طعمه‌گذاری خشم کمک می‌کنند.

انتظار می رود بحث های بیشتری در این مورد مشاهده شود.


Source link

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا