مقالات

چرا تفکر انتقادی تنها مهارتی است که اکنون اهمیت دارد • داستین استات


هوش مصنوعی خطرناک ترین «مرد بله» است که تا به حال استخدام کرده اید.

من یک پلتفرم هوش مصنوعی اجرا می کنم. من عاشق این تکنیک هستم. من Magai را ایجاد کردم زیرا به قدرت این ابزارها برای تغییر روش کار ما ایمان دارم. من هر روز از آن برای راه اندازی کسب و کارم استفاده می کنم.

اما این حقیقت ناراحت کننده ای است که تعداد کمی از بنیانگذاران فناوری به شما می گویند: هوش مصنوعی بسیاری از شما را احمق می کند.

خام؟ شاید درست باشد؟ کاملا.

در حال حاضر با یک سونامی از “محتوا” روبرو هستیم که به نظر می رسد توسط یک ربات مودب نوشته شده است که هرگز احساس درد نکرده است، هرگز احساس شادی نکرده است، و هرگز وحشت کوبنده پرداخت حقوق در روز جمعه را تجربه نکرده است. این عمومی است. بی مزه است و اغلب کاملاً اشتباه است.

بیشتر مردم به هوش مصنوعی مولد نگاه می کنند و دکمه جادویی را می بینند که مشکل «صفحه خالی» را حل می کند. آنها به ChatGPT نگاه می کنند و یک اوراکل می بینند. آنها اشتباه می کنند.

با برون سپاری فرآیند فکری به الگوریتمی که انسجام را بر یکپارچگی و سرعت را بر تفاوت های ظریف ارزش گذاری می کند، در مجموع چیزی به مراتب بدتر از بیکاری را در معرض خطر قرار می دهیم: آتروفی فکری

اگر مستقیماً از یک درخواست هوش مصنوعی در وبلاگ یا لینکدین خود کپی و جایگذاری می کنید، «موثر» نیستید. شما تنبل هستید. و به من اعتماد کنید، مخاطبان شما می توانند آن را از یک مایل دورتر استشمام کنند.

بیایید حفاری کنیم.

مشکل “احمق مطمئن”.

در اینجا واقعیت مدل‌های زبان بزرگ (LLM) وجود دارد: آنها مردم را دوست دارند.

آنها به گونه ای طراحی شده اند که محتمل ترین کلمه بعدی را بر اساس مجموعه ای از داده ها پیش بینی کنند. قرار نیست آنها درست باشند. آنها طراحی شده اند تا باشند قابل باور.

من دیده ام که هوش مصنوعی پرونده هایی را ابداع کرده است که وجود ندارند. من دیده ام که مستندات فنی برای کتابخانه های نرم افزاری تولید می کند که سه سال است به روز نشده اند. خطرناک ترین چیز این است که او را دیده ام که این دروغ ها را با اطمینان مطلق و تزلزل ناپذیر می گوید.

وقتی هوش مصنوعی دچار توهم می شود، درنگ نمی کند. او از معیارهایی مانند «فکر می‌کنم» یا «شاید» استفاده نمی‌کند. مثل باهوش ترین مرد اتاق عمل کنید در حالی که کاملا اشتباه می کنید.

اگر خروجی هوش مصنوعی را به طور خودکار خوب یا درست بپذیرید، مسئول اطلاعات نادرست منتشر شده توسط آن هستید. شما به گلوگاهی برای میانه روی تبدیل می شوید.

وقتی به هوش مصنوعی اجازه فکر کردن را می دهید، «خودکار» نیستید. شما در حال سلب مسئولیت هستید. شما با کمال میل دارید آشکارساز مزخرف داخلی خود را خراب می کنید.

شکاف روح: چرا تجربه تنها خندق شماست؟

محتوا اکنون به یک کالا تبدیل شده است. هر کسی با اشتراک 20 دلاری می تواند یک مقاله 2000 کلمه ای را در 30 ثانیه منتشر کند. اما این چیزی است که مرا در شب بیدار نگه می‌دارد – و باید شما را نیز نگه دارد.

قلب هوش مصنوعی هرگز شکسته نشد.

هرگز مشتری را به دلیل سوء تفاهم از دست ندادم. او هرگز هجوم آدرنالین یک محصول موفق یا سنگینی یک سرمایه گذاری ناموفق را احساس نکرده است. وجود ندارد تجربه زیسته.

وقتی در مورد ساخت SaaS می نویسم، توصیه های عمومی را که از وبلاگ های بازاریابی در سال 2021 جمع آوری شده اند را تجزیه و تحلیل نمی کنم. من در مورد زمانی صحبت می کنم که شش ماه را برای ساختن ویژگی که هیچ کس نمی خواست هدر دادم. هوش مصنوعی می‌تواند «تناسب محصول با بازار» را تعریف کند، اما نمی‌تواند شما را از نداشتن آن ناامید کند.

این تجربه – زخم های شما، پیروزی های شما، دیدگاه خاص شما – جایی است که ارزش شما زندگی می کند.

اگر کار خود را از این عنصر حیاتی انسانی پاک کنید، فقط محتوا تولید نمی کنید. شما یک مخزن دیجیتال ایجاد می کنید.

پس چگونه این را برطرف کنیم؟ چگونه از ابزار بدون تبدیل شدن به ابزار استفاده کنیم؟

چگونه با هوش مصنوعی مانند یک کارآموز مست رفتار کنیم

نیازی نیست استفاده از هوش مصنوعی را متوقف کنید. شما باید استفاده از آن را به عنوان یک عصا متوقف کنید و شروع به استفاده از آن به عنوان یک اهرم داغ کنید.

سلسله مراتب فرآیند خلاقیت شما باید کاملاً واضح باشد. شما معمار هستید. هوش مصنوعی یک عمل کننده است. شما مدیر عامل هستید؛ هوش مصنوعی یک کارمند جوان است.

در اینجا چارچوبی است که من برای درگیر نگه داشتن مغزم هنگام حرکت سریع استفاده می کنم.

1. الگوی ذهنی «کارآموز مست» را بپذیرید.

تصور کنید یک کارآموز فوق‌العاده سریع و خواندنی دارید که کمی مست است و مستعد دروغ گفتن است تا شما را تحت تأثیر قرار دهد.

آیا گزارش آنها را می گیرید و بلافاصله منتشر می کنید؟ نه. شما کار آنها را بررسی می کنید. شما لحن را بازنویسی می کنید. شما تک تک واقعیت ها را بررسی می کنید.

کار اصلی را به هوش مصنوعی بسپارید. از او بخواهید رونوشت را خلاصه کند. از آن بخواهید 10 ایده سرفصل ایجاد کند تا بتوانید از 9 مورد از آنها متنفر باشید و 10 مورد را اصلاح کنید. اما هرگز و تحت هیچ شرایطی اجازه ندهید یک کارآموز بدون نظارت «انتشار» را بزند.

2. روش استدلال (رویکرد “تیم قرمز”)

دیگر از هوش مصنوعی بخواهید که پست را برای شما بنویسد. در عوض، تز اصلی خود را بنویسید و از هوش مصنوعی بخواهید آن را نابود کند.

به جای اینکه بگوییم: “یک پست بنویسید که چرا قیمت گذاری سخت است” این را امتحان کنید:
“فکر می‌کنم قیمت‌گذاری متفاوت یک دام برای بنیان‌گذاران مرحله اولیه است. در اینجا دلایل من وجود دارد. به من بگویید چرا اشتباه می‌کنم. مدافع شیطان تهاجمی بازی کنید و منطق من را سوراخ کنید.”

این شما را مجبور می کند از موقعیت خود دفاع کنید. به جای دور زدن مهارت های تفکر انتقادی شما را درگیر می کند. شما دیگر به صورت غیر فعال متنی را دریافت نمی کنید. شما به طور فعال در مورد یک مفهوم بحث می کنید.

3. دستکش حقیقت سنجی

تا زمانی که خلاف آن ثابت نشود، هر اظهارات واقعی را که هوش مصنوعی بیان می کند، دروغ تلقی کنید.

خشن به نظر می رسد، اما لازم است. اگر هوش مصنوعی به مطالعه ای اشاره کرد، یک برگه جدید باز کنید و PDF را پیدا کنید. در نیمی از مواقع متوجه می‌شوید که مطالعه وجود ندارد یا دقیقاً خلاف آنچه که هوش مصنوعی ادعا می‌کند، می‌گوید. این فرآیند تأیید جایی است که یادگیری واقعی اتفاق می افتد.

4. تزریق “من”

در اینجا یک قانون ساده وجود دارد: اگر یک پاراگراف ایجاد شده توسط هوش مصنوعی می تواند برای هر کسی در صنعت شما اعمال شود، آن را حذف کنید.

خروجی را مرور کنید و بی وقفه حکایات شخصی را تزریق کنید. مفهوم را با زمان خاصی که شکست خوردید یا موفق شدید مرتبط کنید. اگر متن صاف، بدون اصطکاک و ایمن به نظر می رسد، احتمالاً خسته کننده است. ارتباطات انسانی به هم ریخته است. بافت دارد

اگر نمی توانید یک داستان شخصی را به آن موضوع مرتبط کنید، احتمالاً هنوز نباید در مورد آن بنویسید.

ورزشگاه شناختی

اگر ریاضی را متوقف کنید، یادتان می‌رود که چگونه ریاضی را انجام دهید. اگر مسیریابی بدون GPS را متوقف کنید، حس جهت خود را از دست خواهید داد.

اگر ساختار استدلال ها را بدون هوش مصنوعی متوقف کنید، توانایی تفکر منطقی خود را از دست خواهید داد.

شما باید عمداً تفکر “درمانده” را تمرین کنید. برای نوشتن بدون شبکه ایمنی وقت بگذارید. از قلم و کاغذ استفاده کنید. مغز خود را مجبور کنید که شکاف بین “ایده مبهم” و “جمله منسجم” را بدون موتور متن پیش بینی کننده برای پر کردن جاهای خالی پر کند.

کند احساس خواهد شد. احساس ناامید کننده ای خواهد داشت. این سوختگی خوبه این احساس حرکت مسیرهای عصبی شماست.

حکم: هوش مصنوعی یک ضریب است

هوش مصنوعی یک ضریب، ساده و ساده است.

اگر ایده‌ها و مهارت‌های تفکر انتقادی صفر ندارید، هوش مصنوعی این صفر را ضرب می‌کند. شما فقط آشغال های بیشتری دریافت می کنید، سریع تر.

اما اگر دیدگاه واضحی دارید، زخم‌های ناشی از انجام کار و تمایل به ویرایش بی‌امان دارید؟ سپس هوش مصنوعی شما را خطرناک می کند.

خطر این نیست که هوش مصنوعی هوشمند شود و جهان را تسخیر کند. خطر این است که ما از خود راضی می شویم و با کمال میل کلیدهای درک خود از واقعیت را به او می دهیم.

اجازه ندهید دستگاه درخشش ذهن شما را تخریب کند. از ابزار برای حرکت سریعتر استفاده کنید، اما هرگز اجازه ندهید کشتی را هدایت کند.

مخاطبان شما پیش بینی کاملی نمی خواهند. آنها شما را می خواهند.


Source link

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا